سایر مقالات روان شناسی

پنج نیاز اساسی انسان

پنج نیاز اساسی انسان مواردی هستند که شناخت آن ها می تواند شرایط و امکاناتی را فراهم آورد تا انسان بتواند در حد متناسب و متعادل برای رفع آنها اقدام نماید. همچنین اشاره کردیم که در ازدواج آگاهی از این پنج نیاز اساسی انسان نقش بسیار مهم و ضروری ایفاء می‌کنند و شناخت آن ها قبل از ازدواج موجب انتخاب بهتر می شود.

در این مطلب قصد داریم تا پنج نیاز اساسی انسان به طور کامل مطرح نماییم.

نیاز به بقا
پنج نیاز اساسی انساننیاز به بقا از پنج نیاز اساسی انسان است که به محتاطانه و اقتصادی عمل کردن، اهمیت دادن به سلامتی، تغذیه، ورزش، و رابطه زناشویی منجر می‌شود.
این موارد ممکن است به صورت یک توزیع طبیعی در افراد وجود داشته باشد اما مشکل زمانی خود را نشان می‌دهد که یکی از طرفین بیش از دیگری این نیاز در او نمایان باشد. مثلاً فردی که ویژگی غالب او «حساس بودن به پول» است.
«در بیشتر زندگی‌های مشترک رایج‌ترین تفاوت در نیاز به بقا اختلاف بر سر مسائل اقتصادی است» اختلاف فاحش بر سر مسائل اقتصادی می‌تواند برای رضایتمندی زناشویی یک خطر جدی تلقی شود.
نیاز به عشق و احساس تعلق
هسته‌ی یک ازدواج خوب، نیاز به عشق و احساس تعلق است که شامل؛ محبت دیدن، محبت کردن، گفتن کلام محبت‌آمیز، صمیمت جسمی و رفتاری می‌شود. این نیاز از پنج نیاز اساسی انسان می‌تواند در یک ازدواج خوب به خوبی تأمین شود. یک ازدواج خوب به این معنی است که هر دو طرف در پنج نیاز اساسی انسان و دنیای مطلوب تقریباً شبیه هم باشند. مثلاً ما نمی‌توانیم کسی را به زور عاشق خود کنیم و یا اگر عاشقانه شخصی را دوست داریم دلیل آن نمی‌شود که او هم ما را دوست داشته باشد.
در اوایل ازدواج زنان فکر می‌کنند که مردان عشق و علاقه بیشتری به آنها نشان می‌دهند. در حقیقت به دلیل اینکه مردان شوق بیشتری به تماس جسمی دارند در ابتدا ابراز عشق و علاقه در آنان بسیار شدید است و این باعث فریب زنان می‌شود که گمان کنند مرد از لحاظ ابراز محبت او عشق یک نمونه تمام‌عیار است. اما بعد از مدتی زن متوجه می‌شود که علاقه مرد به رابطه جنسی برابر و یا حتی بیشتر از علاقه‌اش به خود او است. در نتیجه کم‌کم نسبت به این رفتار عاری از عشق و علاقه و ناشی از هورمون‌ها سرد می‌شود.
پنج نیاز اساسی انسانبا بی‌علاقه شدن زن به رابطه جنسی، مرد ناکام‌تر شده درخواست رابطه جنسی بیشتری می‌کند و این مساله باعث می‌شود زن بیشتر دوری کند و همین موارد سبب می‌شود کم‌کم پایه‌های زندگی سست‌تر می‌شود.
زنان به خاطر ساختار فیزیولوژیک‌شان در بین پنج نیاز اساسی انسان خواستار عشق و محبت بیشتری هستند و در مردان این نیاز از پنج نیاز اساسی انسان نسبت به زنان کمتر است به همین جهت مرد نمی‌تواند شدت نیاز زن را به عشق و محبت درک کند. زن نیز با تصور اینکه می‌تواند در مرد تغییراتی ایجاد کند گاهی به ابراز عشق و علاقه فراوان اقدام می‌کند. در صورتی که در بیشتر موارد ناکامی ایجاد می‌شود. البته گاهی ممکن است ابراز عشق و علاقه شدید سبب شود مرد غیرمستقیم آموزش ببیند و طعم شیرین ابراز محبت را بیشتر حس کند و زن موفق شود، اما این کار احتیاج به ظرافت‌های خاص و دقیقی دارد و با عجله نمی‌توان در این مورد عمل کرد.
در بیشتر موارد چنانچه زن پافشاری نشان دهد، با شکست مواجه می‌شود. پس زن در این حالت یا باید با ناکامی تا آخر عمر بسازد و سکوت کند و یا در مورد میزان خواسته‌اش با همسرش گفتگو نماید.
البته یادآوری این مطلب نیز مهم است که نیاز کمتر مرد به محبت بین پنج نیاز اساسی انسان نمی‌تواند مانع از یادگیری او در ابراز عشق و علاقه شود. مردان با شناخت بهتر روحیه زن به راحتی می‌توانند این مورد از پنج نیاز اساسی انسان را درک کنند و در ابراز علاقه و عشق خود به او کوتاهی نکنند.
ذکر این نکته نیز ضروری است که تحمیل عشق به دیگری با هر روش و تلاشی که صورت گیرد «به‌ندرت» مؤثر واقع می‌شود. پس چنانچه کسی را عاشقانه دوست داشته باشید دلیل نمی‌شود که او هم شما را به همان نسبت دوست داشته باشد.

نیاز به قدرت
نیاز به قدرت از پنج نیاز اساسی انسان ، شامل توانمند بودن، در دست داشتن قدرت، مطرح بودن و ریاست کردن می‌باشد.
انسان‌ها برای اینکه نیاز به قدرت در آنها ارضا شود گاهی دست به آزار و صدمه رساندن به افرادی می‌زنند که هیچ صدمه‌ای به آنها نرسانده‌اند. اغلب انسان‌ها برای حفظ مسیر زندگیشان می‌جنگند و هر کس که با آنها مخالف باشد را تنبیه می‌کنند. در ازدواج نیز گاهی بر سر کسب قدرت، جنگ و منازعه رخ می‌دهد.
از پنج نیاز اساسی انسان ، چنانچه نیاز به قدرت در ازدواج ارضا نشود بین همسران نزاع و کشمکش پیش می‌آید. اگر این احترام برآورده نشود، تلاش می‌کنیم تا آن را بدست آوریم و در این راه مشاجراتی ممکن است بین همسران پیش بیاید. چنانچه این تلاش‌ها به ناامیدی منجر شود دیگر فرد حتی با همسرش در آن مورد گفت‌وگو نخواهد کرد و در اینجاست که رابطه به شدت آسیب می‌بیند.
پنج نیاز اساسی انساننیاز به قدرت ممکن است با گوش دادن مؤثر توجه به صحبت‌های همسر ارضا شود. در هر صورت با ارضاء این نیاز خشنودی و رضایت بین زوجین ایجاد می‌شود و به آنها احساس قدرت می‌دهد.
گاهی افراد با کنترل بیرونی همسر سعی در برطرف کردن نیاز به قدرت دارند در صورتی که به هر میزانی کنترل بیرونی را بیشتر کنیم رضایتمندی ازدواج را تخریب می‌کنیم. تئوری انتخاب به ما می‌آموزد که هر کس فقط می‌تواند رفتارهای خود را کنترل کند و هیچ کس نمی‌تواند دیگری را کنترل کند. کنترل کردن باعث عدم رضایت و خشنودی در زندگی می‌شود. حتی اگر شما با فشار و اجبار بتوانید اعمال و رفتار همسر خود را کنترل کنید نمی‌توانید فکر و احساس او را کنترل کنید. مثلاً بسیاری از زنان هستند که به اجبار به رابطه جنسی با شوهر تن در می‌دهند. اما هرگز نمی‌توان این گونه زنان را مجبور کرد که شوهرشان را دوست بدارند و به آنها عشق بورزند.
همسران زیادی وجود دارند که سالیان سال سعی کرده‌اند با کنترل بیرونی دیگری را تغییر داده و نیاز به قدرت از پنج نیاز اساسی انسان را در خود ارضاء کنند در صورتی که نه تنها موفق به تغییر دیگری نشده‌اند بلکه نارضایتی و عادات مخرب از جمله انتقاد و شکایت را به زندگی خود وارد کرده‌اند.
نیاز به قدرت امری طبیعی است اما کنترل آن آموختنی است و با تئوری انتخاب به خوبی می‌توان به این نکته رسید که نمی‌توان با کنترل‌گری به تغییر دیگری پرداخت بلکه فقط می‌توان با تعدیل و اصلاح این رفتار به رضایت زناشویی کمک کرد.
نیاز به آزادی
در پنج نیاز اساسی انسان ، آزادی به معنای، برده و اسیر نبودن، انتخاب‌های آزادانه و گرایش به انجام کارهای مورد علاقه
در صورتی که طرفین نتوانند بپذیرند که هر کدام به چه میزان مشخص نیاز به آزادی دارند در زندگی دچار مشکل می‌شوند و احساس رضایتمندی نخواهند داشت.
واقعیت این است که ماهیت ازدواج در حقیقت به معنای از دست دادن آزادی‌های شخصی است. برخی زوجین که در این مورد دچار مشکلات فراوان هستند و در نهایت زندگیشان به طلاق می‌رسد، بعد از طلاق حس می‌کنند که از بند و زنجیر ازدواج رها شده‌اند. نیاز به آزادی در ازدواج به این معنا نیست که شخص در هر موردی (بدون آنکه با شریک زندگیش مشورت و گفتگویی داشته باشد) هر کاری که می‌خواهد انجام دهد، هر جا که می‌خواهد برود و هر زمان که دلش خواست به منزل برگردد و در روابط خویش کاملاً آزادانه رفتار کند. نیاز به آزادی بین پنج نیاز اساسی انسان در ازدواج، به این معناست که افراد مورد کنترل‌گری‌های بی‌مورد و آزاردهنده همسر قرار نگیرند و احساس پنج نیاز اساسی انساناسارت و در بند بودن به آنها روی نیاورد لحظه به لحظه مورد سؤال و کنترل واقع نشود. بلکه به راحتی بتواند در مورد خواسته‌هایش با همسرش گفتگو کرده و با حس آزادی‌های غیرافراطی بتواند به خواسته‌های خود و برنامه‌های موردنظرش برسد البته تا جایی که افراط در این مساله صورت نگیرد. هر یک از زوجین با بلوغ فکری و اجتماعی می‌تواند در این مورد تصمیم بگیرند. معمولاً افرادی با نیاز به آزادی بیشتر بهتر می‌توانند افرادی که نیاز به آزادی کمتری دارند زندگی زناشویی مطلوبی برقرار کنند.  بهترین راه‌حل مشکلات مربوط به نیاز به آزادی از پنج نیاز اساسی انسان گفتگو کردن است. اگر طرفین نتوانند قبول کنند که هر کدام از آنها به مقدار معینی آزادی نیاز دارند، زندگی‌شان دچار تشنج و نارضایتی خواهد شد. از آنجا که این گفتگو بین همسران از مشکل‌ترین گفتگوها خواهد بود بهتر است قبل از ازدواج در مورد نیاز به آزادی هر یک از طرفین صحبت شود. چنانچه بعد از ازدواج از فردی که نیاز به آزادی در او زیاد است بخواهیم مقداری از آزادی‌اش را محدود کند مانند این است که از او بخواهیم دردی را تحمل کند که زجر این گونه ازدواج بیشتر از آن در نظر اوست.
افرادی که واقعاً عاشق یکدیگر باشند با آسودگی خاطر به یکدیگر آزادی می‌دهند و کاملاً احساس امنیت می‌کنند و سعی می‌کنند در نیاز به آزادی از پنج نیاز اساسی انسان به یکدیگر خللی ایجاد نکنند. باید یاد بگیریم فضای نبود همسرمان را چگونه پر کنیم که به فضای مطلوب بين ما لطمه نزد و همچنین نیاز به آزادی در هر دو شخص تأمین گردد.
باز هم ذکر این نکته ضروری است که آزادی به معنای آزاد بودن بی‌قید و شرط و افراطی نیست. در ازدواج یکسری خطوط قرمز وجود دارند و بهتر است اشخاص نیاز به آزادی را به شکلی معقول در ازدواج درک کنند، به‌طوری که به آن خطوط قرمز را رد کنند و نه با کنترل‌های بسیار، نیاز به آزادی را در همسر خود نادیده انگارند.

نیاز به تفریح
نیاز به تفریح از پنج نیاز اساسی انسان شامل لذت بردن از زندگی و شوخی، فعالیت‌های نشاط بازی و خنده می‌شود. نیاز به تفریح نسبت به سایر پنج نیاز اساسی انسان راحتتر تأمین می‌شود. نیاز به تفریح را می‌توان به تنهایی یا در کنار دیگران به روش‌های مختلف در هر ساعتی از شبانه‌روز و در مکان‌های مختلف ارضاء نمود.
تفریح نیروی قدرتمندی است که همیشه تازه می‌ماند. گرایش به رابطه جنسی و حتی عشق در طول زندگی به مرور کمرنگ می‌شوند اما تفریح و شادی همیشه تازه می‌ماند زیرا تقریباً محدودیتی برای شاد زیستن وجود ندارد و تفریح همیشه می‌تواند جهت تازه‌ای به خود گیرد.
پنج نیاز اساسی انساناما سؤالی که در اینجا مطرح آن است که چرا افراد زیادی که در زندگی به روش‌های مختلف لذت می‌بردند، در زندگی مشترک، شادکامی بسیار کمی را تجربه می‌کنند؟
خوش گذراندن و تامین این پنج نیاز اساسی انسان حتماً مستلزم داشتن پول، رابطه جنسی، سلامتی کامل با یک اتفاق خاص نیست بلکه فقط کافی است زن و شوهر رفتارهای مخرب را کنار بگذارند. رفتارهای مخربی که بزرگترین مانع برای رضایتمندی زناشویی و مانع شادکامی است. انتقاد، غر زدن، شکایت کردن و سرزنش کردن از رفتارهایی است که به عادت‌های مخرب مشهور است. چرا زنان و مردان در اوایل آشنایی این عادت‌ها و رفتارهای مخرب را در مقابل یکدیگر انجام نمی‌دهند اما بعد از گذشت مدت کوتاهی از ازدواج معمولاً این رفتارها شروع می‌شوند؟ این عادت‌های مخرب به راحتی می‌توانند زیبایی و رضایت از زندگی زناشویی را به نارضایتی تبدیل کنند. در زوج‌های ناراضی تفریح با یکدیگر احتمالاً حتی به ذهن هیچ کدام از زوجین نمی‌رسد. اگر زوجین درگیر رفتارهای کنترل‌گرانه باشند و مدام سعی در کنترل بیرونی یکدیگر داشته باشند حتی نمی‌توانند مفهوم شادی را درک کنند.
بهترین کاری که زوجین باید انجام دهند این است که سعی کنند در کنار یکدیگر شاد باشند. به محض اینکه بخواهند در کنار هم شاد بودن را تجربه کنند، کنترل کردن در آنها کاهش یافته و هر چقدر کنترل کردن در آنها کاسته شود امکان رضایت و خوشی در آنها بیشتر به وجود خواهد آمد. شادی و خوشی از جمله مواردی است که به‌طور حتم در زندگی برای هر دو طرف آرامش و خشنودی به همراه می‌آورد.
گاهی افراد در زندگی به چیزهایی علاقمند می‌شوند که ممکن است این علایق با همسرشان مشترک باشد. یا حداقل همسر با نشان دادن اشتیاق به امور مورد علاقه‌ی طرف مقابل، باعث رضایت و خشنودی در زندگی مشترک شود. علاقه به یادگیری و پیشرفت می‌تواند یک نمونه از این مورد باشد. چه بسا همسرانی که هر دو علاقه به یادگیری دارند و باهم بعد از ازدواج شروع به درس خواندن می‌کنند و همین مورد می‌تواند یکی از موارد خوشی و خشنودی آنها از شود. شاید علاقه به درس در هر دو نباشد اما دیگری با تشویق و اشتیاق، می‌تواند همسرش را در این راه همراهی نماید. با شناخت و آگاهی درست از این نیاز از بین پنج نیاز اساسی انسان قبل از ازدواج به خوبی می‌توانیم میزان رضایت خود را در ازدواج با شخص مورد نظر در این زمینه پیش‌بینی کنیم.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن