مرکز مشاوره و کلینیک روانشناسی دکتر روانشناس

مرکز مشاوره و کلینیک روانشناسی دکتر روانشناس

چهارشنبه, ۲۴ مرداد ۱۳۹۷

برخورد نامناسب خانواده ها با زوجین

پرسش: سلام .خانمی هستم ۲۳ساله .تازه ۱سال عروسی کردم .از زندگیم و شوهرم خیلی راضی ام تنها مشکلی ک دارم هر کاری شوهرم میکنه زود خونواده من ب روی من میارن .خونواده خودمم خوبن فقط خیلی حساسن روی برخورد های من و شوهرم .درصورتی ک یه خواهر بزرگتر دارم .اونها اگر اشتباه کنن اصلا ب روی اونا نمیارن از اشتباهشون .این وسط من موندم مادرم یا پدرم یه چیزی میگن شوهرمم میاد حرفهاش ب من میزنه یعنی از خودش دفاع میکنه نه در مقابل خونواده جلو من .حالا من وسط موتدم از هرطرف حرف .منم یه روحیه حساسی دارم .دارم این وسط داغون میشم نه میتونم پشت خونواده نباشم نه نمیتونم پشت شوهرم نباشم. اشتباه شوهرمن اصن چیز خاصی نیست ک بگم خدایی نکرده خلاف کرده باشه.

پاسخ صوتی: پاسخ از جناب آقای شیرین زاده، روانشناس و مشاور:

متن فایل صوتی:

در مورد سؤالی که مطرح کردید خب من دوست دارم اول نیمه پر لیوان رو یه ذره بولد کنم و خدمتتون نشان بدم. شما در سن ۲۲ سالگی ازدواج کردید، یک ازدواج کاملاً موفق داشتید، یک همسر دوست داشتنی روابط خوبی رو با ایشون برقرار کردید و همونطور که فرمودید یک خانواده خوب هم دارید. خب این نیمه پر لیوان و نکات مثبت. اما در مورد مشکل شما، ببینید شرایط فرزند کوچک­تر و فرزند بزرگ­تر در خانواده متفاوت هست، همانجوریکه شما داشتید بزرگ می­شدید توی اون خانواده و اگر بررسی کنید فرزند بزرگ­تر معمولاً اقتدار بیشتری داره، فرمان بیشتری می­ده، دستور بیشتری می­ده، صلابت و پابرجایی بیشتری داره و به طبع فرزند کوچک­تر بیشتر فرمان­بردار هست و بیشتر براش معمولاً نظارت هست یا بیشتر می­تونیم بهش بگیم که لوس­تره، ننر­تره، بیشتر یک شخصیت اینجوری داره. البته من منظورم این نیست که شما اینجوری هستید ولی معمولاً در شیوه فرزندپروری کلی فرزند برزرگ­تر اقتدار بیشتری رو در دوران رشد در خانواده داره، و فرزندهای بعدی یا فرزندهای کوچک­تر به مراتب و به این ترتیب توالی اقتدار کم­تری رو دارن. خب شما بزرگ شدید این فرآیند گسترش پیدا کرده، ایشون ازدواج کرده، شما هم ازدواج کردید، احتمالاً چون ایشون سن بیشتری از شما داره مدت بیشتری هست که از ازدواجشون می­گذره، البته شما ننوشتید برای من ولی خب من مبنا رو بر این می­ذارم. اگر این حالتو در نظر بگیرید که خب طبیعی هست شما ۱ سال ازدواج کردید و ایشون ممکنه چندین سال ازدواج کرده باشه و حساسیت در مورد شوهر ایشون در مورد شناخت شوهر ایشون، روابط ایشون، حساسیت به نوعی کم­تر شده، سردتر شده، اون حساسیت درجه اهمیتش در مورد ایشون کم­تر شده، اما با توجه به اینکه شما ۱ ساله ازدواج کردید اون حساسیته هنوز وجود داره، نکته دوم اینکه در ذهن پدر و مادر شما جا افتاده که خواهر شما مستقل شده و جدا شده، به خاطر همین ممکنه در خیلی از مسائل به خودشون اجازه دخالت و یا اجازه ورود ندن، اما با توجه به اینکه شما مدت کم­تری ازدواج کردید و یا دختر کوچک­تر هستید این ذهنیت هنوز برای پدر و مادر شما به درستی جا نیفتاده که این دختر دیگه دختر کوچولوی خانواده ما نیست، از خانواده ما جدا شده، ازدواج کرده، زندگی مستقلی داره، روابط مستقلی داره و مسائل خودشو داره، این چون هنوز در ذهن پدر و مادر شما و یا ممکنه عده دیگری از اطرافیان شما به درستی جا نیوفتاده باشه عاملی شده که به طور مکرر در زندگی شما دخالت بکنن. در مورد رفتارهای همسرتون و یا مشکلات اینجوری رو پدید بیارن. خب چه باید بکنیم، ببینید در سؤال شما یک نکته اشتباه وجود داره اونم اینه که شما نوشتید که نمی­دونم طرف کدوم بگیرم. شما در واقع طرف هیچ کدومو نباید بگیرید. اصلاً قرار نیست که من داور این بازی باشم و ببینم که بیام تو این نیم­کره زمین یا برم تو اون نیم­کره زمین. در واقع شما باید با کمک همسرتون اما در اصلیت کار با خودتون هست. یک قاطعیت رو ایجاد بکنید، یک صلابت رو ایجاد بکنید، به نوعی باید در ذهن پدر و مادرتون جا بندازید که من اون دختر خونه قدیمی شما نیستم، من زندگی مستقل خودمو دارم، همسر مستقل خودمو دارم، لزومی نداره بعضی اوقات دخالت کنید یا از رفتارهای همسر من ایراد بگیرید، اگر چیز قابل ایراد گرفتن یا تذکر دادن باشه من خودم می­دونم چه جوری باید باهاش برخورد کنم. این صلابت رو باید شما در ذهن پدر و مادرتون، صلابت خودتونو در این مورد جا بندازید، و به نوعی این قضیه براشون بولد بشه این اقتدار شما باید جا بیوفته تا اون­ها به مرور این ذهنیشون که این دختر خونه قدیمی خودمونه تغییر پیدا کنه و به شما این اجازه استقلال و این مستقل شدن را بیشتر در رفتاراشون بدن. اگر این فرآیند شکل­گیری اقتدارو با خشم یا پرخاش­گری رو با رفتارهای نامناسب بخواید انجام بدید قطعاً نتیجه عکس خواهید گرفت و حتی تو روابط خودتون و همسرتون هم مشکل­ساز خواهد شد. همانطور من پیشنهاد می­کنم که رفتارهای خودتون رو هم در مورد مادر و پدرتون بررسی بکنید. ببینید گاهی از اوقات مراجعینی ما داریم که مثلاً خانمی رو داریم که خیلی ناراحته از اینکه مادرش یا پدرش به طور مرتب در زندگیش داره دخالت می­کنه. اما وقتی ما بررسی می­کنیم می­بینیم که خوده این خانم به خاطر وابستگی شدیدی که به پدر یا مادرش داشته خیلی جاها درها و پنجره­هایی رو باز گذاشته که عامل دخالت پدر و مادر باشه. ما همیشه به حمایت پدر و مادرمون نیاز داریم. هم از نظر عاطفی و هم ار بقیه منظرها ما در نظر بگیرید که ما ازدواج کردیم و یک شخصیت مستقل هستیم. پس بنابراین رفتارهای خودتون رو هم بررسی بکنید و ببینید اگر به نظر خودتون بیش از حد دارید اجازه می­دید پدر یا مادرتون در مسائلی که بهشون مرتبط نیست یا به شما و همسرتون بیشتر مربوطه دخالت بکنن باهاشون مشورت کنید یا ورود پیدا می­کنن به اون قضیه این نکات رو هم در نظر بگیرید و اون درها رو ببندید. به نوعی می­خوام بگم که این مشکلی که پیش اومده من احساس می­کنم که یه بخشیش بر می­گرده به خوده شما که نتونستید اون پیام ازدواج رو در مورد اینکه من مستقل شدم و مسائلم به خودم مربوطه رو به درستی جا بندازید. این قضیه رو بررسی بکنید و سعی کنید که این اقتدار رو به نحو محبت­آمیز و درست در زندگی­تون ایجاد بکنید. مرسی موفق و مؤید باشید.

توضیحات بخش امیر شیرین زاده

در این دسته می توانید مقالات و نوشتارهای علمی دکتر امیر شیرین زاده را مطالعه کنید.  قابل ذکر است برای خوانش  متن نوشته های آقای دکتر امیر شیرین زاده در روزنامه های آرمان و همدلی ، به سایت اصلی روزنامه آرمان و سایت روزنامه همدلی مراجعه کنید. همچنین کتابهای ایشان در مراکز مشاوره طرف قرار داد قابل تهیه است.

دیدگاه خودتان را ارسال کنید