مرکز مشاوره و کلینیک روانشناسی دکتر روانشناس

مرکز مشاوره و کلینیک روانشناسی دکتر روانشناس

چهارشنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۷

چگونه سازمان نظام روانشناسی و مشاوره تاسیس شد ؟ و چه چالش هایی باقی است؟

چگونه سازمان نظام روانشناسی و مشاوره تاسیس شد؟

نکته : متن زیر در کانال تلگرمی دکتر الهیاری ، ریاست سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور منتشر شده است. ایشان در این متن به تشریح چگونگی شکل گیری سازمان نظام روانشناسی و مشاوره و همینطور چالش های سازمان مذکور پرداخته اند.

سازمان نظام روان شناسی و مشاوره کشور در مقطع تاریخی بسیار حساسی با شرایطی استثنایی تشکیل شد. در آن زمان در کشور این تلقی که سلامت فقط جسمانی است، عمرش به اتمام رسیده است و ضرورت توجه به ابعاد دیگر سلامت مانند روانی، اجتماعی و معنوی در همه دنیا مطرح شده بود در کشور ما هم خانواده ها احساس می کردند غیر از پرداختن به سلامت جسم، سلامت روان هم مهم است، بر اساس این ضرورت و تجربه تاسیس مراکز مشاوره بنیاد شهید و آموزش و پرورش، و سایر دستگاهها،آن زمان که حقیر در مجلس نماینده و رئیس کمیسیون آموزش وتحقیقات و فناوری مجلس بودم گفتیم که طرح نویی برای مسایل کشور و رسیدگی به سلامت مردم به معنای اعم کلمه نه فقط سلامت جسمانی باید پیش بگیریم

تلقی ها نیز مختلف بود و ۳ سناریو وجود داشت که هر کدام شان مدافعینی داشتند. یک سناریو این بود که ما در قالب همین سازمان نظام پزشکی کشور روانپزشکی و سلامت روان را هم ساماندهی کنیم. مثلا همین روانشناسان بالینی و مشاورها بروند در همان سازمان مجوز بگیرند و کار کنند.

کما این که این ادامه داشت تا همین سال های اخیر هم این نگاه وجود داشت که کسانی که دکترای سلامت یا بالینی داشتند از سازمان نظام پزشکی مجوز می گرفتند و کار می کردند.

این خیلی طرفدار داشت مخصوصا پزشکان و نظام پزشکی طرفدار این سناریو بودند، که اصلا نیازی به تاسیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور به صورت مستقل نیست.

سناریوی دیگر این بود که در قالب انجمن ها این کار را بکنیم، مثلا انجمن روان شناسی بالینی، سلامت، کودکان استثنایی و غیره را تقویت کنیم و انجمن ها متولی ساماندهی این رشته ها بشوند. مثل شرایط مشابه در سایر کشورها.

ولی یک سناریو سومی که جامع همه این ها و قابل دفاع بود و می توانست خیلی کمک کند وجود داشت و آن اینکه روانشناسی و مشاوره را به صورت مستقل در قالب سازمان نظام همانند سایر نظامها مثلا نظام پزشکی،نظام مهندسی و کانون وکلا و… ساماندهی کنیم.

در مجلس با وجود تعداد زیاد پزشکان و حمایت وزارت بهداشت از نظر آن ها خوشبختانه با دفاع منطقی و تلاشی که صورت گرفت بالاخره قانون تشکیل سازمان در مجلس تصویب شد و به سپس به تایید شورای محترم نگهبان رسید.بنابراین نگاه سوم که روانشناسی و مشاوره را به صورت مستقل و در قالب سازمان نظام ساماندهی کنیم به رغم همه مشکلات و موانع و مخالفتها پیروز شد. مقطع تاریخی بسیار مهمی شروع شد.

خیلی از روانشناسانی که که اکنون مخالف هستند سرگذشت شان هست. آقای دکتر مداحی می تواند به عنوان حافظه تاریخی این موضوع که قبل از من در مجلس پنجم دنبال تاسیس سازمان بود اسامی شان را هم دارد که دقیقا چه کسانی مخالف تشکیل سازمان نظام روانشناسی کشور به صورت مستقل بودند و بیشتر نگاه شان به سمت نظام پزشکی بود حالا چه استدلالی داشتند،من احساس می کنم آن موقع احساس حقارتی از این جهت که اگر روان شناسان و مشاوران روپوش سفیدی بپوشند دکتر می شوند وگرنه دکتر نیستند. یعنی در کمیسیون هایی که ما به عنوان کارشناس دعوت شان می کردیم. من شخصا درکمیسیون ها شاهد بودم که آقای دکتر مداحی دعوا می کرد خیلی ها می گفتند نیازی نیست موفق نمی شوید این راه غلطی است و همان راه نظام پزشکی خوب است.تاکید می کردند دنبال تاسیس نظام روانشناسی نرویم موفق نمی شویم.

همان نظام پزشکی راه خوبی است. نظام پزشکی هویت دارد پزشک است روپوش سفید می پوشد. نمی دانم نگاه سلامت است نگاه پزشکی است نگاه دارویی است. به هر حال همین الان کسانی که دارند سازهای مخالف می زنند یا خیلی وقت ها می شوند دایه مهربان تر از مادر شاید در واقع کسانی هستند که می گویند حالا که فرصتی فراهم شده یک صحنه ای به دست بیاید کاری بکنیم ولی در واقع در مقطع تاریخی که مجلس ششم مجلسی بود که نگاهش به سمت سپردن امور و فعالیت ها به متخصصان، کارگزاران خود آن موضوع بود و خیلی از نظام ها آن موقع شکل گرفت. البته من در دفاع کلی باید عرض کنم که واقعا نظام جمهوری اسلامی ایران در نهاد سازی برای سپردن امور تخصصی به متخصصان آن حوزه در دنیا خیلی پیشتاز بوده است.

ما همه نظام های مان غیر از نظام پزشکی که قانون اش قبل از انقلاب تاسیس شده که آن هم  اهم بازنگری هایش پس از انقلاب بوده است، بقیه نظام های مان قانون اش پس از انقلاب تاسیس شده است و واقعا یکی از نقاط درخشان و تاریخی جمهوری اسلامی ایران این است که سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور را به صورت مستقل شکل داده و ساماندهی کرده است. بعضی از مهمان های ما مثل پروفسور زیمباردو از آمریکا که چند وقت پیش من نشستی با ایشان داشتم خیلی نگاه مثبتی داشت از اینکه واقعا ما در منطقه چقدر جلو هستیم که توانستیم این سازمان را به طور مستقل شکل بدهیم و ایشان در صحبت هایش می گفت که من این همه راه آمدم که شما را ببینم به عنوان کسی که در مجلس تصویب کردید و به شوخی می گفت که من تصورم این بود که شما ۷۰ یا ۸۰ ساله هستید.

 

که بنده آن زمان حدود ۱۵سال پیش هم بود در مقطعی بسیار تاریخی از گذر مجلسی که واقعا وزیر بهداشت آن زمان و همه پزشکان تعدادشان زیاد بود مخالف بودند ولی با ظرافتی از صحن علنی مجلس رای گرفت و در شورای محترم نگهبان با وجود تبلیغات سوء علیه ما مبنی بر ترویج تفکری غربی تصویب و ابلاغ شد.

هر ۴ سال یک بار انتخابات شورای مرکزی و هئیت بازرسان سازمان است. ۲ دوره آن در زمان من نبوده است، اما در ۴ سالی که بنده عهده دار مسئولیت در سازمان بودم چند تا محور 

وجود دارد که می خواهم خیلی جدی به آن ها بپردازم.

اولا در همان انتخابات سومی که بنده شرکت کردم واقعا خیلی علاقه مند نبودم بیایم در این عرصه، اما خیلی از بزرگان کشور می گفتند که این سازمان به نام شما است و شما چه در سازمان باشید و چه نباشید بالاخره خوب و بدش به نام شماست لذا بیائید جلو و شرکت کنید.

خیلی از بزرگان هستند حتی آن زمان اسم من هم در لیست آن ها بود، اما اکنون به هر دلیلی بعضی از آن ها مخالف هستند که دلیل مخالفت شان را هم می گویم آن بحث دیگری است ولی بالاخره همین که اسم بنده رفت در لیست کاندیداها برای انتخابات من رای بالایی آوردم. در دوره سوم و زمانی که من یه فاصله ای هم با جامعه روان شناسی و مشاوره کشور داشتم،چون بیشتر در مجلس بودم، اما جامعه روان شناسی و مشاوره کشور همین که احساس کرده بودند فردی به نام اللهیاری در مجلس هویتی حرفه ای برای ما ایجاد کرده است و می توانند به طور مستقل پروانه اشتغال حرفه ای گرفته و کار کنند این در حافظه شان بود. خاطرم هست انجمن روان شناسی آقای دکتر اژه ای و آقای دکتر فتحی استعلامی از مجلس گرفتند که بالاخره موسس این سازمان و طراح آن چه کسی بوده است.

اداره کل قوانین مجلس نیز پاسخ داده بود که موسس آن اللهیاری بوده است. که تقریبا در فضای مجازی پخش و موجب رای استثنایی بنده در دوره سوم شد.

بعد از آن نیز شورای مرکزی هم محبت کردند و به من رای دادند. در این ۴ سالی که من رئیس بودم همه تلاشم این بود تا به کمک شورای مرکزی چند موضوع را ساماندهی کنیم، که شاید برخی از این مخالفت ها ناشی از همان است.

نکته اول این بود که موقعی که من سازمان را تحویل گرفتم، سازمان یک متر فضای اداری و در واقع املاک و مستقلات نداشت یعنی سازمانی که نامش نظام روان شناسی و مشاوره ایران است، جایگاه ملی دارد، انتخابات اش کشوری برگزار می شود، ابلاغ حکم  رئیس آن توسط رئیس جمهور انجام می شود، فضای اداری و مالکیتی نداشت.

البته ممکن است بعضی از دوستان بگویند این ساختمانی که اکنون وجود دارد از قبل هم وجود داشت، پاسخ بنده این است که بله از قبل هم وجود داشت، در دوره های گذشته پول هم خرج این سازمان و ساختمان شده بود و ساختمان نیمه کاره تحویل گرفته شده بود ولی دوستان یا نخواسته بودند یا نتوانسته بودند یا بلد نبودند سند ساختمان را بگیرند.

به محض این که دوره چهارم شروع شد و من رئیس سازمان شدم اسنادش هم هست، شهرداری منطقه ۶ نامه نوشت و خواستار تخلیه ساختمان شد.

و این یعنی این که ساختمان مال ما نیست. شهرداری می خواست آن را بگیرد

و ما با ظرافت و زحمت بسیار توانستیم  امضاء شهردار محترم وقت تهران را بگیریم. این پروسه با جمع آوری

امضاء همه مسئولان شهر که حدود ۲۵ نفر بودند انجام شد‌ و اکنون مالکیت ساختمان برای سازمان شده است.

ساختمان دیگری که ما طی دوره گذشته گرفتیم همین ساختمانی است که در محله یوسف آباد بر خیابان ۴۶ ام با موقعیت بسیار خوب و در فضایی اداری و تجاری است و اکنون سند آن نیز به نام سازمان صادر شده است، همچنین ساختمانی که اکنون معاونت حقوقی سازمان در آن مستقر است و ملکی هم در جاده چالوس که برای رفاه سازمان گرفته ایم جزو املاکی هستند که به نام سازمان شده اند.

ما در طول این ۴ سال، دارایی سازمان را از حدود ۴۵۰ میلیون تومان که محاسبه آن توسط موسسه رسمی حسابرسی که طبق قانون گزارش شان مستند و مورد دفاع است و همه این مسئولیت هم به عهده خود آن هاست، الان ۹ میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان شده است.

  بعضی از دوستان می گویند مدیریت هزینه ای بوده است یا مدیریت سود. مدیریت ارزش افزوده بوده است یا مدیریت خرج. این سازمانی که فقط خرجه و هزینه های روزمره است.

برای بنده مایه افتخار است که بتوانم برای سازمان حدود ۹ میلیارد تومان  ثروت ایجاد کنم.

برای اولین بار در طول عمر سازمان گزارش عملکرد مالی دوره بنده چاپ و آماده ارائه به مجمع عمومی و شورای مرکزی است آیا تا به حال یک از صفحه از گزارش عملکرد مالی سازمان در دوره های گذشته چاپ شده است؟ خیر . این گزارش عملکرد مالی و اجرایی سازمان قابل ارائه به سازمانهای نظارتی مثل سازمان بازرسی کل کشور، ریاست جمهوری و همه دستگاههای بالا دستی سازمان است . من شخصا خواستار این هستم که گزارش عملکرد مالی سازمان در هر سه دوره گذشته چاپ شود. همان گزارشی که سازمان بازرسی کل کشور بررسی می کند و استخراج می کند.اگر آقایان راست می گویند و ریگی در کفش ندارند به جای تهمت به من و همکاران من، خواستار این باشند که گزارش دو دوره قبل هم چاپ شود . همان گزارش سازمان بازرسی کل کشور.

  همچنین چهار سال پیش که سازمان را تحویل گرفتیم، انضباط مالی، اداری و ساز و کاری که بتوان به آن اتکا کرد وجود نداشت. البته بعضی از آئین نامه ها مثل اداره کمیسیون ها وجود داشت، اما هیچ کدام شان قابل دفاع نبودند. بنابراین اولین کاری که در دستور قرار گرفت این بود که برای تک تک بندهای قانون،آئین نامه نوشته شود. بحث ما مطابق قانون و رویه ای است که در کشور وجود دارد. به همین دلیل است که تمام بندهای قانون باید آئین نامه اجرایی داشته باشد مثل این می ماند که مثلا شما قانون برنامه توسعه سوم، بیست ماده یا سی ماده دارد، اگر دولت نیاید برای هر کدام از این مواد آئین نامه اجرایی بنویسد عملا فایده ای ندارد، بنابراین ما شروع به نوشتن آئین نامه اجرایی برای تمام مواد اساس نامه کردیم که اجرای آن محقق شود. یعنی از حالت بالقوه به بالفعل در بیاید.

اولین کاری که کردیم درباره شورای مرکزی بود که رکن اصلی و اساسی سازمان است. قبل از این که بنده رئیس سازمان شوم شورای مرکزی دستور جلسه می داد از جایی بحث شروع می شد و در جایی خاتمه پیدا می کرد بدون کوچک ترین خروجی. بنده آمدم از تجربه هایی که در مجلس داشتم استفاده کردم. در مجلس رویه این گونه است که اگر آئین نامه داخلی مجلس را از مجلس بگیرید دیگر مجلس قابل اداره کردن نیست، یعنی همه چیز به هم می خورد و مدام دعوا می شود، آئین نامه داخلی می گوید چه کسی موافق و چه کسی مخالف است و بر اساس آن چگونه قانون بودجه و بندهای آن را بررسی کنند، استیضاح، نطق و غیره چگونه است،

 

ما آمدیم آئین نامه داخلی برای اداره شورای مرکزی نوشتیم و این موضوع توانست شورا را از بن بست خارج کند. چرا که از دبیرخانه دستور جلسه برای شورای مرکزی می آید و همیشه بحث های منطقی و مبسوطی برگزار می شود. در دوره گذشته و این دوره به دلیل حضور به موقع اعضاء شورای مرکزی و به دلیل اشرافیتی که دارند ما خروجی های خیلی خوبی داشتیم و توانستیم این کار را بکنیم.

از آن طرف واقعا سالی که ما مدیریت سازمان را به عهده گرفتم تقریبا ۸ سال کار کرده بودیم ولی قانون سازمان ابلاغ نشده بود و ما چه زحمتی کشیدیم که این قانون ابلاغ شد و اکنون در ۴ سال گذشته ما آمدیم سازمان را از درون و بیرون ساماندهی کردیم.

در وجه برونی سازمان، به محض اینکه کار را شروع کردیم برای اجرای قانون برنامه توسعه پنجم ماده ۴۳ قانون برنامه تصویب شده بود که عنوانش این بود که مراکز مشاوره ساماندهی و اعتبار بخشی شنوند زیرا برای تاسیس مراکز مشاوره قانون گذار تصرحی نکرده بود که کدام نهاد یا سازمان این کار را بکند و کدام دستگاه دخیل باشد ولی در همان آئین نامه اجرایی ماده ای که نوشته شد ما مواجه شدیم که صدور مراکز مشاوره اجتماعی را دادند به سازمان بهزیستی

و مراکز مشاوره خانواده را به وزارت ورزش و جوانان یعنی عملا از سازمان فقط اسمی باقی مانده بود.

من یادم نمی رود شما از بزرگان روانشناسی کشور بپرسید برای آن که همین آئین نامه تصویب شده بود و برای اجرا هم ابلاغ شده بود سازمان بهزیستی به ما و اکثر اعضای ما مانند خانم دکتر نوابی نژاد، خانم دکتر حسینیان و کسانی که مرکز مشاوره داشتند نامه نوشتند که تا ۶ ماه فرصت دارید بیاید مراکزتان را با آئین نامه های ما تطبیق بدهید در غیر این صورت با پلیس امنیت وارد می شویم و آن را پلمپ می کنیم.

من این نکته را باید عرض کنم که سازمانی به دست من دادند که عملا از درون تهی شده بود از آن طرف هم نامه آمده به دلیل تصویب قانونی در مجلس که در آئین نامه اجرایی اش نیز در دولت تصویب شده است، روان شناسان و مشاوران ما باید مراکز مشاوره شان را  ببندند و ما حق نداریم مجوز تاسیس مرکز مشاوره بدهیم. یا اگر مرکز مشاوره می خواهید بدهید باید بیاید با استاندارد های سازمان بهزیستی تطبیق بدهید در غیر این صورت بعد از ۶ ماه پلیس امنیت وارد می شود و اماکن ان را پلمپ می کند. هیچ کدام از روانشناسان یادشان نرفته است، اما اکنون ما در چه مقطعی هستیم. بعد از ۴ سال از عملکرد دوره سوم و سال اول دوره چهارم، اکنون سازمان بهزیستی و وزارت ورزش و جوانان نه تنها حق تعرض به مراکز مشاوره ای که سازمان نظام مجوز داده و تاسیس کرده است. را ندارند و کاملا قانونی است و تمام مراکز مشاوره مان را توسعه دادیم و خیلی خوب دارند کار می کنند، بلکه الان وزارت ورزش و جوانان تمام مراکز مشاوره خانوده را که تاسیس می کنند کارهای اولیه و ابتدایی اش را خودشان انجام می دهند و صدور مجوز نهایی اش را سازمان انجام می دهد. یعنی در واقع این موضوع را که به لحاظ استاندارد علمی و به لحاظ قانونی صدور هرگونه مجوز مرکز مشاوره با نظام روانشناسی است را پذیرفته اند.

 

وقتی وزارت ورزش و جوانان بیاید تمکین کند به قانون قابل تقدیر است،و این خود باید الگویی شود برای همه دستگاههای دیگر

از مجموعه دوستانی که در وزارت ورزش و جوانان هستند و به درستی به قانون عمل می کنند و با استاندارد سازمان مجوز می دهند من تشکر می کنم.

از طرفی سازمان بهزیستی دیگر نمی گوید مراکز مشاوره که شما به آن ها مجوز داده اید باید با ما تطبیق پیدا کنند وگرنه پلمپش می کنیم بلکه می گویند آن ها درست ،حالا مراکز مشاوره ما را شما بیائید استاندارد کنید. ببینید کاملا یه حالت برعکسی شده است.

آن ها می گفتند بیایید تطبیق بدهید حالا می گویند شما بیاید مراکز مشاوره ما را استاندارد سازی کنید.

الان تمام روانشناسان و مشاورانی که در مراکز مشاوره بهزیستی کار می کنند باید  از سازمان نظام پروانه اشتغال حرفه ای داشته باشند.

یعنی اگر از سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور پروانه نداشته باشند عملا کار خلاف قانون انجام داده اند، مثل پزشکی که مجوز نظام پزشکی را نداشته باشند پزشک قلابی محسوب می شود.

دانشگاه ها، وزارت آموزش پروش، تمام دستگاه هایی که به نوعی از روانشناس و مشاور استفاده می کنند مطابق ماده ۵ قانونسارمان نظام که صراحت دارد هر روانشناس و مشاوری در هر جایی از کشور کار روانشناسی و مشاوره می کند باید قبل از کار، از سازمان نظام روانشناسی پروانه اشتغال حرفه ای بگیرد، عمل می کنند.

قبل از آن این گونه نبود. ما اسنادی داریم که خیلی ها کار می کردند و اصلا سازمان رو نمی شناختند و مجوز نمی گرفتند.

ما خوشبختانه در این ۴ سال گذشته توانستیم مرجعیتی علمی و دقیق برای سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور ایجاد کنیم و دیگر نهادینه شده و کاملا پذیرفته شده که هر کسی که می خواهد فعالیت روانشناسی کند باید از سازمان نظام روانشناسی پروانه اشتغال حرفه ای بگیرد حتی آن کسانی که در سازمان نظام پزشکی دکترای روانشناسی بالینی یا سلامت بودند من یادم هست با آقای دکتر زالی(رئیس وقت سازمان نظام پزشکی کشور) مکاتبه کردم که شما مجوز آن ها را باید باطل کنید و بیایند از ما مجوز بگیرند و این کار را کردند.

من نمیخواهم اسم آن ها را بیاورم آن ها پذیرفتند و من از آن ها تشکر می کنم که  آمدند سازمان نظام روانشناسی پروانه گرفتند. الان تمام مراکز مشاوره دانشگاه ها، آموزش پرورش، ناجا، بهزیستی، کمیته امداد، شهرداری، هر جایی که کسی مشاوره و روانشناسی می کند اولا باید پروانه اشتغال حرفه ای سازمان را داشته باشه ثانیا اگر کسی بخواهد مرکز مشاوره تاسیس کند باید با مجوز سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور باشد.

نکته سوم چشم انداز ما این است که بعد از این با بحثی که در شورای عالی انقلاب فرهنگی داریم دنبال می کنیم هر گونه پروتکلی در حوزه مشاوره و روانشناسی مثلا کسی که روش مشاوره ابداع می کند، تست استاندارد می کند یا پروتکل مشاوره درست می کند روادید علمی اش را سازمان باید بدهد. ان شاء الله داریم این را دنبال می کنیم که مرجعیت انحصاری برای سازمان بشود. که به نام آن فرد ثبت و اعتبار بخشی اش را سازمان بکند. 

چند تا اتفاق در این مدت افتاد در این ۴ سالی که من مسئول بودم که واقعا نقاط تاریخی و عطفی بود که در کشور ممکن است الان بعضی از دوستان به دلیل اینکه در انتخابات شرکت کردند و به هر دلیلی رای نیاوردند یا به خاطر یک سری خصومت ها یا دعواهای فردی یا گروهی و جناحی که با من یا دوستانم دارند، الان این را نپذیرند، و به هر دلیلی عامدانه و آگاهانه بعضی وقت ها عامدانه فراموشش کنند و به آن نپردازند، ولی تاریخ این ها را گواهی خواهد داد، به این اسناد رسیدگی خواهد شد، یکی از آن محورهایی بود که بالاخره در این کشور قرار بود روانشناسی سلامت و بالینی از حوزه وزارت علوم کنده بشود و برود در وزارت بهداشت در واقع ساماندهی بشود واقعا موضع سازمان نظام روانشناسی و مشاوره و مکاتبه شخص بنده با مقام معظم رهبری، سران سه قوه، اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، وجلسه  با دبیر محترم شورایعالی انقلاب فرهنگی  دکتر مخبر دزفولی و خلاصه با مسیری که همه اعضای روانشناسی و مشاوره کشور در پیش گرفتند، کمکی که انجمن ها کردند یعنی در زیر چتر سازمان نظام روانشناسی مشاوره کشور برای اولین بار این موضوع منتفی شد.

موضوعی که در نامه وزیر محترم بهداشت مطرح شده بود و دستور شخص رئیس جمهور بود که«کلیه رشته هایی که به سلامت مرتبط اند باید در وزارت بهداشت متمرکز بشوند» ولی با استدلال علمی که صورت گرفت گفتیم که این کار نه اجرایی، نه کارشناسی، نه قانونی، نه علمی است و هیچ وجهی از وجوه علمی، حقوقی و اجرایی را ندارد لذا کار متوقف شد.

 شخص حقیر به عنوان رئیس سازمان پرچمدار این مخالفت بود ولی پشت سر ما خیلی از دوستان بودن خیلی کمک کردن تجمعاتی که داشتند، بیانیه هایی که صادر کردیم، این بیانه بسیار تاریخی است که ۸۰ – ۹۰ درصدش را من خودم نوشتم ولی دوستان امضا کرده اند و رای دادند و به آن در جاهای مختلف استناد کردند.

 بسیاری از دشمنی هایی که در حال حاضر بامن می شود  ناشی از همین استقامت و پیگیری هایی بودکه من انجام دادم . حتی تهدید هم شدم و بخاطر همین  نمایندگان وزارت بهداشت در شورا در هر دو دوره  به همین خاطر به من رای ندادند و به کسی دیگری رای دادند  چون ایشان حتی مجوزها را می خواستند دو امضایی کنند.

نکته دیگری که به عنوان نکته ای تاریخی می شود از آن یاد کرد، لایحه سلامت روان  است که در دستور کمیسیون اجتماعی دولت مورد بحث قرار گرفت و بعد از تایید در مجلس به عنوان قانون مصوب شود. این لایحه اشکالات زیادی داشت.

بسیار مساله در آن مطرح بود. لایحه سلامت روان نبود. لایحه ای بود که در آن ساز و کار نحوه رسیدگی به بیماران روانی مطرح شده بود. آن هایی که سایکوز دارند، جهت گیری زمانی و مکانی ندارند،  بیماری روانی شدید دارند و کسی را ندارند آن ها را از خانه بر دارد و در بیمارستان بستری کند. 

این تقریبا ساز و کار نحوه رسیدگی به بیماران شدید روانی بود ولی نامش به غلط سلامت روان گذاشته شده بود.

منتها ماده ۲۲ به بعد این بود که بعد از این مجوز خدمات سلامت روان را فقط وزارت بهداشت بدهد. نقشه این بود که سازمان نظام روانشناسی و مشاوره را  از درون تهی و خلع سلاح کنند و فقط نامش باقی بماند.

خوشبختانه با حضور در جلسات مختلف دفاع کردیم و خوشبختانه آن هم از دستور خارج شد. وقتی در جلسات کمیسیون اجتماعی دولت به همراه یکی دو تن  از همکاران حضور می یافتند می دیدم که از وزارت بهداشت ده الی پانزده نفر حضور دارند ولی آخر کار ما موفق شدیم، همین سماجت ها و پیگیریها بالاخره برای بنده هزینه هم دارد اما من خوشحالم که این استقامت ها محبوبیت مرا در جامعه روانشناسی و مشاوره کشور بسیار  بیشتر کرده است و همین مهم است دیگر، سایر تخریب ها و دشمنی ها مهم نیست.

خلاصه کنم واقعا در شرایطی که ما در ۴ یا ۵ سال اتفاقاتی در زمینه روانشناسی افتاد که به نظر من جزو ممتازترین اتفاقاتی هستند که یک علمی و رشته ای بخواهد خودش را در عرصه اجتماعی به ظهور و بروز برساند و خودش را نشان بدهد. بهترین شرایط و درخشانترین شرایط علی رغم همه ناملایمات ما ملاقاتی که با رهبری داشتیم در همان دوره اول که من مسئول سازمان بودم شورای مرکزی خدمت رهبری رسیدیم و آنجا در جلسه ای که خدمت حضرت آقا بودیم اشاره کردم که آقا این سازمان یادگاری شماست، دلیل آن این است که آن موقعی که من رئیس کمیسیون بودم کمیسیون آموزش و تحقیقات را خدمت مقام معظم رهبری بردیم اصلا بحث چالش های علم و تحقیقات و فناوری در کشور شد موقع خداحافظی مقام معظم رهبری فرمودند که بحث برنامه تلویزیونی شما بحث دقیقی است. کارشناسان نظر دادند که برنامه خوبی است حواستان به آن هم باشد.

این بحث های مربوط به علم،تحقیق و فناوری هم مهم است ولی آن برنامه تلوزیونی را هم فراموش نکنید که من همان موقع دیدم فرصت خوبی است گفتم حضرت آقا اگر اجازه بفرمائید من دنبال طرحی به نام نظام روانشناسی و مشاوره در مجلس هستم که هر کسی ادعای روانشناسی و مشاوره نکند. آدم های متخصص این کار را بکنند اگر نظر شما مثبت باشد ما قوی تر آنرا پیگیری کنیم

آقا فرمودند کار خوبی است اما دو نکته را رعایت کنید اخلاق حرفه ای روانشناس و مشاور و دیانت مردم.

در جلسه شورای مرکزی که  با حضرت آقا برگزار شد من اشاره  کردم که سازمان نظام یادگاری شماست، ولی اشکالی وجود دارد و آن این است که الان مردم به روان شناسان و مشاوران مراجعه نمی کنند و آن قدر صبر می کنند که مشکل پیچیده می شود اگر شما توصیه بفرمایید حجتی شرعی می شود و مراجعه می کنند و زودتر رفع و رجوع می شود.

که حضرت آقا فرمودند مراجعه به روان شناس برای محیط خانواده یک ضرورت است چه خوب است خانواده ها زن و شوهرها، مناسبات و مسایل خودشان و فرزندان شان را با متخصص سلامت روان و یک روانشناس و مشاور در میان بگذارند و در واقع راه کارش را یاد بگیرند، اما بلافاصله بعدش فرمودند نه هر روانشناسی. روانشناس دارای اخلاق حرفه ای و روانشناس دارای ارزش های بومی و فرهنگی جامعه.

آخرالامر فرمودند من امیدوارم این صحبت های من به گوش عموم مردم برسد و آن ضرورت را احساس کنند. البته حضرت آقا توصیه هایی هم به شورای مرکزی و مسئولین سازمان فرمودند که به نظرم بزرگترین سرمایه اجتماعی سازمان همین نگاه ارزنده ساز مقام معظم رهبری به سازمان است.

سوال من این است که بعضی از دوستان ما البته خیلی انگشت شمار هستند،تاکنون چه خدمت اجتماعی به رشته و حرفه کرده اندو چه پایگاه اجتماعی دارند؟

چون در همان انتخاباتی که برگزار شد تقریبا مشخص شد که خدمتگذار خودشان را چگونه ارزیابی می کنند، بنده اللهیاری را همین الان هم اگر انتخابات برگزار شود مطمین باشید جامعه روانشناسی و مشاروره کشور به بهترین وجه بنده را مورد محبت و لطف خود قرار می دهند و  هوچی گری و تخریب را اصلا می گذارند کنار کما اینکه در انتخابات  گذشته هم همین صورت گرفت.

 واین دوستان در انتخابات بدترین تهمت ها و بدترین تخریب ها و بدترین کارها را انجام دادند، اما جامعه روانشناسی و مشاوره کشور کار خودش را کرد. و دست رد به سینه خود آن تخریب گران زد.

همین انتخابات تیر سال ۱۳۹۵ برای اولین بار وزارت کشور برای ما برگزار کرد 

این افتخاری است برای یک سازمان علمی حرفه ای.

من از همین جا از همه مسئولین محترم وزارت کشور که کمک کردند،شخص وزیر محترم،آقای دکتر مطلق مدیر کل انتخابات،آقای دکتر امیری؛مهندس مقیمی

و خیلی از دوستانی که شاید به دلیل محبتی که به شخص بنده داشتند این را پذیرفتند که برای اولین بار انتخابات سازمان نظام روان شناسی و مشاوره را وزارت کشور برگزار کند که بعد از آن بتوان انتخابات سایر اصناف مثل نظام پزشکی و مهندسی را برگزار کرد. البته آقای دکتر مداحی واقعا کمک کردند برای اینکه وزارت کشور بپذیرد که انتخابات سازمان نظام را برگزار کند.

من به عنوان یک خدمتگذاری که آن موقع کاملا در گیر بودم، ۱۲۰ تا صندوق بودند که ۱۲۰ تا فرماندار را من باید هماهنگ و توجیه می کردم با اختیار وزارت کشور من نتوانستم از خودم دفاع کنم اصلا نتوانستم بگویم همان موقع هم تهمت های فساد مالی و حیف و میل ها را زدند. حتی من که نتوانستم از خودم دفاع کنم شما دیدید در یک صندوق هم ملاحظه نشد که من نفر دوم باشم.

در تمام صندوق ها من نفر اول هستم. خب همین الان هم بعضی از دوستان و بازرس هایی که کمی فضای رعب و وحشت و هیجان ایجاد می کنند، اگر دوباره انتخابات را ساماندهی کنید، من به شمال قول می دهم که رای من از دور گذشته خیلی خیلی بیشتر خواهد شد چون من الان فرصت دفاع هم از خودم دارم. آن موقع فرصت دفاع نداشتم

در همان فضای انتخابات متاسفانه، جامعه ای که باید الگو باشد برای بقیه جوامع و انتخابات ها و گروهایی که با انتخابات سر و کار دارند مثل پزشکان و مهندسان و وکلا و شورای شهر و مجلس حتی ما روانشناسان باید الگو باشیم، اما متاسفانه بعضی از دوستان مرز اخلاق، دیانت، حرفه و این ها را چنان زیر پا گذاشتند هر کاری تونستند کردند اما جامعه روانشناسی و مشاوره کشور به دلیل فرهیختگی و بصیرت عمیقی که دارد انگار از این گوش می شنوید و از آن گوش در می کرد.

پای صندوق های رای نشان دادند که خدمتگذارشان کیست.

شما رای استثنایی را دیدید

۲ تا سناریو آن موقع بود

بعضی از دوستان خیلی به من فشار آوردند که از کسانی که این گونه ناجوانمردانه تخریب، تهمت و ترور شخصیت راه انداختند شکایت کنم.

بعضی از دوستان گفتند حالا انتخابات است دیگر فضای انتخابات همین است بگذرید و ما سناریوی دوم را قبول کردیم و گذشتیم، اما همین دوستانی که کاملا مشخص است یعنی الان من اسم نمی آورم جامعه روانشناسی و مشاوره کشور می تواند با انگشت نشان بدهد زیرا تعدادشان به اندازه انگشتان دست بیشتر نیست. این ها در انتخابات شرکت کردند

هزار و یک هوچی گری و تخریب راه انداختند جامعه روانشناسی و مشاوره کشور دست رد به سینه آن ها گذاشت و جزو افراد ته لیست هستند. 

ما که گذشت کردیم دوباره در این جریانات اخیر در این شرایط اخیر مجددا موضوعی را راه انداختند چند تا مطلب را مطرح کردند.

یکی اینکه در سازمان شفافیت مالی نیست. حتی بعضی های شان ناجوانمردانه که این بار ما واقعا نمی

گذریم و دنبال می کنیم. خبر از فساد مالی بزرگ در سازمان و برخی استان ها زدند

من عرضم این است که ۱۳ سال از عمر سازمان می گذرد، در دو دوره چهار ساله گذشته یک صفحه یعنی ۴ خط از عملکرد مالی و از عملکرد  اداری سازمان منتشر نشده است.

من هیچ کاری ندارم من اگر لازم باشد و دوستان کار را به جایی برسانند که واقعا بخواهند حیثیت من و همکاران من زیر سوال برود چون من به عنوان خادم  روانشناسان و مشاوران کشور ۴ سال رییس این سازمان هستم. وارد ۵ امین سال شدیم. یک سری از معاونان و دوستان من بدون حق الزحمه با من کار کردند.

اعضای شورای مرکزی در دور گذشته ریالی از سازمان دریافت نکرده اند. وقتی کسی تهمت عدم شفافیت و فساد مالی در سازمان می زند فقط الهیاری نیست دیگه همه این ها مشمول آن قاعده هستند.

من برای دفاع از اعضای شورای مرکزی هم که شده شروع می کنم به چاپ کردن گزارش های مالی یعنی آن ها را منتشر می کنم در رسانه ها و در فضای مجازی.  ۵ سال دوره خودم را که حسابرس رسمی آمده حسابرسی کرده از سازمان بازرسی کل کشور هم دعوت می کنم که بیاید این ۵ سالی که ما این گزارش رو در آوردیم همین گزارش ما را بررسی کند.

در عوض که بیایند از من تشکر کنند و بگویند شما در این ۴-۵ سال از سلامت ات، حیثیت ات و خیلی چیزها گذشتی و سازمان را به این نقطه رساند و برای اولین بار گزارش مالی منتشر کردی حالا نقص هم دارد و ممکن است داشته باشه یک پلت فرمی اینجاست که می توانی روی آن بایستی و کار کنید. 

این توفیقاتی که من عرض کردم داشتم ۴۵۰ میلیون تومان دارایی سازمان  را به ۹ میلیارد و سیصد میلیون تومان رسانده ام  و ۲۰۰ میلیون تومان نقدینگی سازمان شده یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان. کارمندهای نیمه وقت سازمان که برای موسسات دیگری کار می کردند و از سازمان حقوق می گرفتند تماما طبق قانون وزارت کار استخدام شدند.

بیمه شان پرداخت شده است و سازمان نظم پیدا کرده است. 

اکنون تعداد اعضای ما نزدیک به سه برابر شده است.

بالاخره من خدمت دادم به این اعضا، مجوزهای ما نزدیک به دو برابر شده است، سرعت در کار و در کمیسیون ها همه ایجاد شده بالاخره سازمانی که ساز و کار اداری خودش را پیدا کرده از آن طرف هم هزینه های روزمره را پرداخت کردیم این که کسی بیاید بگوید فساد بزرگ در سازمان، فساد مالی، عدم شفافیت مالی، چه کساسی هستند این ها

خلاصه بگویم این دفعه نمی گذریم

شکایت می کنیم دنبال می کنیم. چه کسانی هستند اینها که قائل به شفافیت مالی هستند!!!!

چطور دوره گذشته چون اربابانشان و رفیقان شان بودند و دستشان در یک کاسه بوده هزار و یک ایراد آنجا هست که من اگر لازم باشد مطرحشان میکنم

صحبتی از آن نمی شود ولی این ۴ سالی که درخشانترین بوده، شفافترین بوده

برای اولین بار ما داریم گزارشهای مالی مان را چاپ میکنیم اماده میشیم برای مجمع، دورادور می گویند شفافیت مالی نیست و فساد مالی بوده بعد همین که ما چاپ میکنیم گفتند نه این حرفارا نزنیند این ها بار حقوقی دارد

اول تخریب میکنید حیثیت من و همکاران و اعضای شورای مرکزی که با من همکاری کردند را می برید

بالاخره شواری مرکزی شورای بالادستی من است

بر من نظارت کرده شما وقتی تهمت به فساد مالی میزنید یعنی همه را دارید مشمول میکنید همه را دارید تهمت میزنید. بنابراین این اقایان اگر کوتاه نیایند اگر ادامه بدهند به این فضای ارعاب و تهمت و تخریب من خواهان این می شوم که ورق به ورق روز به روز سازمان نظام روانشناسی مشاوره کشور گزارشات چاپ بشه

گزارشات مالی اسناد مالی و اداری و سرمایه گذاری اش. بالاخره در دوره گذشته فرض کنید ماشین هایی که برای سازمان گرفته شده کجا هستند

این دوره ماشین هایی که برای سازمان گرفتن کجا هستند؟

وضعیت مالی سازمان چه وضعیتی است وضعیت اداری سازمان، پروانه ها، چه پروانه های غیر مجازی در چه زمان کی گرفته است تخلفات در کدام دوره بیشتر بوده.

بالاخره در این کشور سازمان بازرسی کل کشور ونهاد های بالادستی هستند و گزارشات آنها متقن و قابل اتکاء است حتما این گزارشات را چاپ خواهیم کرد.

دوم: این ها چه کسانی هستند؟ این ها کسانی هستند که می گویند رای گیری وقتی خوب اکه اسم من از آن در بیاید بعضی از دوستان در واقع اعتقادشان در صحنه سیاسی و اجرایی کشور این گونه است که انتخاباتی که به نفع ما نباشد ما در بست ردش میکنیم.

هزار و یک ایراد از آن میگیریم.

انتخابات مرحله اول من اونقدر شهامت، قدرت، صداقت و اعتدلال داشتم که ترتیباتی اتخاذ کردم که حتی یک رای آن مخالفین من هم بالا پایین نشد در هیچ وقتی این دوستان و تاریخ نخواهند توانست اثبات کنند که در انتخابات مرحله اول تقلبی صورت گرفته.

مثلا رای کسی بالا یا پایین شده چون اساسا نه رییس سازمان و نه اعضای شورای مرکزی نمیتوانستند در انتخابات دخالتی بکنند

 وزارت کشور کارت اعضا را دیده  و رای گرفته است.

و جالب است برای اولین بار اسناد این انتخابات دور چهارم در فرمانداری سراسر کشور و در تهران در سازمان نظام روانشناسی نگهداری می شود به عنوان سندی تاریخی مثل انتخابات ریاست جمهوری، مجلس، خبرگان و شورای شهر در حالی که ما از سه دوره انتخابات گذشته یک برگ کاغذ نداریم یعنی اگر یک دانشجوی روانشناسی امروز و ده سال دیگه بخواهد راجع به انتخابات های ۴ دوره گدشته یه کار تحقیقاتی انجام بدهد و ببیند مثلا رای ها به کدام سمت بوده به گرایش روانشناسی بالینی بوده یا استثنایی سندی از ۳ انتخابات گذشته ندارد.

کارمند سازمان نامه نوشته مسئول انتخابات بوده آن موقع که همین انتخابات پارسال را ما برگزار کردیم که هیچ سندی از انتخابات گذشته ما نداریم.

همین که این انتخابات سندش باقی است، این حرفایی که من میزنم ادعا میکنم که حتی یه رای بالا پایین نشده همه دوستان ما می توانند ورود کنند بروند فرمانداری وزارت کشور و اون ۱۲۰ تا فرمانداری و در تهرانم اون ۴-۵ تا صندوق در فرهنگسراها بروند رای ها را نگاه کنند هزار بار بازشماری و بالا پایینش کنند.

من افتخارم اینه که علی رغم اینکه خیلی از اقایانی که همین الان هم چوب مخالفت و علم مخالفت برداشتند و تخریب دارند میکنند همون موقع هم تخریب کردن همون موقع هم ارعاب کردن تهمت زدن در واقع ترور شخصیت کردن ولی رای شان را ما مراقبت کردیم و محافظت کردیم برای این که نشان بدهیم جامعه روانشناسی و مشاوره کشور فهیم و بصیر هست اگر خواست شمای اخلالگر و تهمت زن و تخریب کن را هم انتخاب میکند وقتی انتخاب نکرده و دست رد زده به سینه شما دارید به نحوه و به شیوه دیگری با باز سازی خودت جور دیگه ای مطرح میکنید تهمت فساد مالی میزنید واقعا  شما بروید سرنخ تک تک افراد را در بیاورید. من خواهشم این است هر کسی که صحبت من را فردا می خواند هر دانشجوی روانشناسی برود سر نخ این مخالفت ها را در بیاورد افرادی که تهمت میزنند و تخریب میکنند و به بهانه دلسوزی برای سازمان با اسم قشنگ ولی با روش تخریبی مثلا طرف اومده در یکی از استانها مثلا صحبت از فساد بزرگ می کند بعد یه آقای دیگری که خودش قبلا عضو شورا بوده در دور سوم و الان نیست می گوید من سپاسگزارم از ماموریتهایی که برای نجات حرفه روان شناسی عهده دار می شوید!!!!

یعنی شما تهمت فساد بزرگ مالی می زنید بعد ایشان از او تشکر می کند که ماموریت ات بوده که این ماموریت به شما داده شده برای نجات رشته و برای توسعه آن از آنطرف مثلا ایشان همین عضو شورای سابق به دروغ به من می گوید در دور سوم شاهد بودم بارها بازرسان تقاضای برگزاری مجمع عمومی را کردند ولی رییس سازمان مخالفت کرد

که دروغش ازینجا مشخص میشود که من خودم در دور گذشته مدام به بازرسان میدان میدادم و میگفتم که زمینه سازی کنید که شورا مصوب کند و مجمع را برگزار کنیم.

خب اگر هم فرض کنیم که اینطوری بوده بازرسان امدند به شورای مرکزی گفتند ما میخوایم مجمع برگزار کنیم رییس سازمان میتواند وتو کند؟

رییس سازمانی که مجری مصوبات شواری مرکزی است.

شمام که عضو شورای مرکزی بودید 

همان موقع مصوب میکردیدکه رییس سازمان ۶ ماه دیگر مجمعرا  برگزار کند. در این صورت من موظف می شدم،

من موظفم مجمع را برگزار کنم اگر شما مصوب می کردید و اگر برگزار نمیکردم متخلف محسوب می شدم 

شما می توانستید استیضاح کنید پس این صحبت اساسا دروغ و جوسازی است که بازرسان دور گذشته دنبال برگزاری  مجمع بودند رییس سازمان اجازه نمی داد برعکسش صادق است. در دوره گذشته بازرسایی که در دو دوره اول هیچ ساختمانی و اتاقی نداشتند که بنشینند و اساسا کنشی نداشتند

من بهشان اتاق دادم، اختیارات دادم

فضا دادم، مکان دادم که بیایید و به وظیفه تان عمل کنید

در این دوره هم همینطور ، من خودم بهترین اطاق دفتر خودم را به بازرسان دادم و آنرا تجهیزکردیم که دوستان بیشتر بتوانند به وظایف قانونی شان عمل کنند  مطابق ماده ۱۴ قانون . ولی آیا واقعا این کار آقایان در راستای وظایف قانونی است؟ یا…..

برگردیم سر نکته مد نظر شما

بالاخره قصه چیست ؟

که بازرسان می گویند مجمع عمومی نمیدانم بالاخره به هر حال من عرض کردم در دو دوره ۴ ساله در دور گذشته و ۴ سالی هم که من قبلا بودم و به دنبال برگزاری مجمع بودیم

چرا مجمع برگزار نشد ؟

همین اختلافی که الان بعضی از اقایان به آن میپردازند ولی رندانه از آن خارج می شوند و توپ را می اندازند در زمین ما، اختلاف است بر سر اینکه مجمع عمومی ما کیا هستند.قانونگذار این را  مسکوت گذاشته قانونگذار فقط گفته ارکان سازمان عبارتند از فلان. مثلا

ارکان و واحدهای تابعه سازمان به شرح ذیل است مجمع عمومی شورای مرکزی هیئت رسیدگی به تخلفات صنفی شعب شورای مرکزی و مناطق و هیئت بازرسان

خب دیگه اصلا راجع به مجمع عمومی تقریبا سکوت کرده و چیزی  ننوشته است

اما مجمع عمومی ما در دور گذشته میگفتیم که اگر شما قرار باشه ۲۰ هزار نفر رو دعوت کنین منظور از مجمع عمومی همه اعضا هستند که این عملا اجرایی نمیشود

در کجا میخواهید این جلسه را بگذارید

چگونه، به همین خاطر شورای مرکزی مصوبه به ما داد مجمع عمومی عبارتند از: شعب شورای استانی یعنی هر استان که سی تا استانه ۵ نفر هستند همراه با اعضای شورای مرکزی ما می شوند مجمع عموومی سازمان که تقریبا منظقی هم پشت آن است که چرا ۵ نفر هر استان منتخب روانشناسان و مشاوران آن استان هستند. شورای مرکزی هم که منتخب سراسر کشور هستند و به نوعی هم نقش شورای استان تهران را هم دارند انجام می دهند.

پس بنابراین می شود مجمع عمومی

که البته این هم از نقاط افتخاره عملکرده من است که در همین دوره گذشته رفتم جلو که شورای منطقه تهران را هم جا بیندازم همین آقایانی که کاسه از آش داغ تر شده اند مخالفت کردند. 

و به هر دلیلی انتخابات استان تهران را نگذاشتند برگزار شود.

زیرا من اعتقاد دارم شورای مرکزی شورای فرا استانی و کشوری است

نباید نقش شورای استان تهران را هم انجام بدهد. هنوز شورای مرکزی به من تاریخی برای برگزاری مجمع عمومی نداده است.

چون شورای مرکزی به من باید تاریخ بدهد که مجمع عمومی را در چه تاریخی برگزار کنیم.

شاید شورای مرکزی منتظر هستند ببینند گزارش مالی کی آماده می شود. زیرا اصلی ترین مبحث در مجمع عمومی عملکرد مالی سازمان است.

عملکرد مالی سازمان الان شفاف و روشن و آماده است بنده به عنوان رییس سازمان منتظرم که شورای محترم مرکزی تاریخ مجمع عمومی را برای من مشخص کند و من به عنوان مجری مصوبه شورای مرکزی برنامه ریزی کنم برای برگزاری مجمع که یک محور اصلی اش گزارش عملکرد مالی است

اما اینکه چرا این وسط هیئت بازرسان آمدند خودشان اقدام کردند مجمع عمومی فوق العاده خواستند بگذارند ببینید اینجا ماده ۱۴ قانون تصریح دارد وظیفه هیئت بازرسان را مشخص کرده است. هیئت بازرسان از سه نفر منتخب اعضای سازمان تشکیل می گردد که همزمان با انتخابات شورای مرکزی انتخاب می شوند و ظیفه این هیئت نظارت بر عملکرد سازمان و ارایه گزارش سالانه به مجمع عمومی بر اساس مفاد این قانون است.

الان در کدام قسمت متن مذکور این متنی هیئت بازرسان برگزار کننده مجمع عمومی هستند؟ یا برگزار کننده مجمع عمومی فوق العاده؟!!!

 

آقایان استدلال می کنند می گویند بالاترین مرجع در ارکان سازمان مجمع عمومی است بله

عالی ترین رکن ما مجمع عمومی است

ولی عالی ترین رکن سیاستگذاری و تصمیم گیری ما که تصمیمات اش در حکم قانون است، شورای مرکزی است مثل این می ماند ما بگوئیم الان مجلس شورای اسلامی که قانون وضع می کند بالاتر از مردم است یا پایین تر. اصلا قابل وصف نیست. همان مردمی که مجمع عمومی هستند

نماینده را انتخاب کردند، این نماینده الان به نفع یا به ضرر مردم دارد قانون تصویب می کند.

پس بنابراین  ما الان یه بحث انحرافی کنیم اگر ما بگوئیم شورای مرکزی تصمیم می گیرد که مجمع کی باشد پس این خودش را برده بالاتر برده بالاتر از مجمع عمومی، این غلط است.

همانطوری که مجلس تصمیماتی می گیرد که خیر وشر مردم را در نظر می گیرد به عنوان وکیلان مردم، شورای مرکزی هم می تواند تصمیم بگیرد که مجمع عمومی کی برگزار شود.

مجمع عمومی اصلا چه کسانی هستند؟

 این استدلالی که این افراد می گویند نه مجمع عمومی یعنی همه اعضا 

آیا این عملا مقدور است؟

 همه ۲۲ هزار اعضا رو دعوت کنیم شاید ۵ سال دیگر بشویم ۱۰۰ هزار نفر

پس شورای مرکزی به درستی مفسر این قانون است. قانون گذار رکنی به شورای مرکزی داده است که می تواند در تفسیر آیین نامه ها در مواد این قانون ایین نامه بنویسد

ایین نامه که بنویسد می شود قانون 

همانطوری که الان ما در ابطال آن  انتخابات اول معاونت حقوقی ریاست جمهوری به ایین نامه اداره شورای مرکزی استناد کرده که می گوید دعوتنامه باید این گونه فرستاده شود

شما چرا می گویید هئیت بازرسان دعوت نامه داده است، بنابراین یکی از دلالیل ابطالش این بود. شورای مرکزی می تواند ایین نامه ای بنویسد که همه ارکان سازمان را به صورت قانون در بیاورد

پس شورای مرکزی می تواند مصوب کند که مجمع عمومی چه کسانی باشند

و کی برگزار شود.

بعد از اینکه این مصوبه که کاملا قانونی است رییس سازمان می تواند موظف شود مطابق مصوبه شورای مرکزی برود برای برگزاری مجمع عمومی وقتی مجمع برگزار شد هیئت بازرسان دو وظیفه دارند

یکی این که گزارش بدهند

نظارت بر عملکرد سازمان

عملکرد سازمان رو بر اساس شاخصاهایی که خود هیئت بازرسان در میارورند اعم از:

عملکرد اداری

گروهی

سازمانی

مالی

و یا هر نوع عملکردی که صلاح می دانند.

آن گزارش  می تواند با گزارش سازمان یکی باشه و یا اینکه متفاوت باشد

ما نمی گوییم عین گزارش ما را بدهید

گزارش خودشان را به مجمع عمومی ارایه کنند.

وظیفه دیگر که قانونگذار به عهده آن ها گذاشته پیشنهاد انحلال شورای مرکزی به مجمع عمومی است

یعنی وقتی شورای مرکزی مصوب کرد مثلا در فلان تاریخ مجمع عمومی برگزار می شود بعد از آن هیئت بازرسان گزارش عملکرد خودشان را می دهند لابد رییس سازمان و هیئت اجرایی و شورای مرکزی هم همه گزارشهای خودشان را می دهند

فی البداهه هیئت بازرسان می توانند انجا به همان مجلسی که تشکیل شده است پیشنهاد انحلال شورای مرکزی را بدهند

ولی اینکه از قبل خود بازرسان عهده دار این بشنوند و خودشان تصویب کنند که مجمع را می خواهند برگزار کنند آن هم تازه فوق العاده که اصلا در این قانون صحبتی از مجمع فوق العاده نشده است، مجمع عمومی است چون صحبت از گزارش سالانه می کند و می گوید ارایه گزارش سالانه، گزارش سالانه یعنی مجمع عمومی بنابراین مجمع عمومی را شورای مرکزی مصوب می کند

رییس سازمان گزارش می کند وقتی تشکیل شد رییس سازمان و شورای مرکزی و معاونین و مجریان همه گزارش خودشان را می دهند

هیئت بازرسان یک گزارش خاص می دهد

ممکنه گزارش اش با گزارش ما منافات داشته باشه ممکن است گزارش دیگری باشد هماهنگ باشد در عین حال ممکن آنجا پیشنهاد انحلال شورای مرکزی را بدهند بنابراین اساسا این که هیئت بازرسان الان آمده بصورت خودسر و راسا اعلام کرده که در فلان تاریخ ما مجمع عمومی و فوق العاده را می خواهیم برگزار کنیم تازه عنوان مجمع عمومی انحلال شورای مرکزی کاملا غیر قانونی است و اصلا اعلام شده و حتما قانون گذار و مراجع قانونی هم برخورد می کنند با این گونه خود سری ها. کما اینکه مراجع امنیتی کشور هم حکم به غیر قانونی بودن برگزاری چنین مجمعی دادند.

من خواهشم از دوستان این است که اینجوری خدمت به رشته نیست خدمت به حرفه نیست بعد از این هم هر طرف هراز چندگاهی یکی از یک جایی مثلا یک کسی به عنوان مدیر گروه فلان جا

به عنوان مثلا عضو شورای فلان

اطلاعیه بدهند می خواهند حمایت کنند از اینکه این کار انجام بگیرد

سوال من این است شما می گویید حمایت از بازرسان برای برگزاری مجمع عمومی، چه کسی مخالف است؟

مگر کسی مخالفت کرده است؟

که شما این گونه مثلا با عصبانیت و ناراحتی می گویید که نه مجمع عمومی برگزار شود ما حمایت می کنیم

همه اعضای شورای مرکزی و بنده حرفمان یکی است.

این گونه اعلام کردن خلاف قانون است، آن مجمع عمومی نیست.

مجمع عمومی به زودی برگزار خواهد شد

با بررسی گزارش عملکرد مالی سازمان با شفافیت کامل

 

با گزارش کامل و حتما بالاخره با تصویب شورای مرکزی چه کسانی عضوش باشن که مشخص کرده

حال ممکن است فردا تصمیمگیری در این راستا عوض شود و  مصوبه دیگری جایگزین شود

شورای مرکزی به من بگوید که ۲۲ هزار نفر باید باشند من مجری مصوبات شورای مرکزی هستم که بعید می دانم شورای مرکزی این را بپذیرد که همه اعضا دعوت بشنوند.

همین مصوبه قابل اعتنا و قبول است که شوراهای استانها و مرکزی حضور داشته باشند.

اگر شورای مرکزی مصوب کند که همه ما دنبال برگزاری مجمع عمومی هستیم. خودشبختانه برای اولین بار در طول تاریخ سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور ما به گزارش مالی و حسابرسی مالی دست پیدا کردیم که عمده ترین دلیل برگزاری مجمع عمومی  گزارش مالی است.

بنابراین من خواهشم از جامعه روانشناسی و مشاوره کشور همه دوستانی که من واقعا صمیمانه در همینجا از آن ها تشکر می کنم که فارغ از این جو سازیها و غوغا سالاری ها و اخلالگری هایی که بعضی ها که عرض کردم دقیقا کسانی هستندکه انتخابات با همه تلاشی که کردن با همه جو سازی غوغاسالاری که کردن رای نیاوردن و الان به دنبال انتقام گیری از شورای مرکزی و جامعه روانشناسی  و مشاوره هستند کسی که مثلا از لیست از آخر اول شده الان صحبت از انحلال شورای مرکزی می کند بیانیه می دهد و حمایت می کند زیرا نه دل خوشی از این شورا دارد که منتخب جامعه روانشناسی و مشاوره است و نه از آن جامعه ای دلخوش دارد که به او رای ندادند.

طبیعی است که طبق هیجانات رفتار کند. تاسف بنده از این است که جامعه ، مسئولان، مردم، حاکمیت، وزرا و نمایندگان مجلس از روانشناسی و مشاوره کشور ی انتظار دیگری دارند همه چیز در چارچوب قانون است.

من همین الان اگر قانون برایم مشخص کند که مجمع عمومی را فردا برگزار کنم این کار را انجام خواهم داد. 

شورای مرکزی مصوبه اش قانونی است

ولی اینکه بازرسان سر  خود بدون هماهنگی با شورای مرکزی در تقابل با شورای مرکزی برای انحلال شورای مرکزی با بوق و کرنا تبلیغات کنند در محافل خصوصی شان با آدمهای مساله دار مشورت کنند و آن ها بگویند شما بروید ما حتی هزینه های تان را می دهیم کمک می کنیم و اسنادش هست، درست نیست.

من که از خودم نمی گویم که بعد این افراد بروند شورای مرکزی را به چالش بکشند و اعتبار آن را از بین ببرند. 

شورای مرکزی چه کسانی هستند.

ممکن است کسانی که به بنده رای ندادند

برای ریاست سازمان و

با بنده اختلاف مشی و فکری هم داشته باشند وجود داشته باشند، اما واقعا اعضای شورای مرکزی اعضایی هستند که عصاره فضایل روانشناسی و مشاوره کشور هستند

افرادی بسیار پخته و کارکشته حتی برخی از آن ها بدون تبلیغات رای اوردند

خانم دکتر نوابی نژاد به عنوان یه چهره در مشاوره کشور یه برندی هست در دنیا. این که گفته شود شورای مرکزی افراد خائن و منفعل هستند که نمیشود.

یا مثلا آقای دکتر پاشا شریفی که یه شخصیت بسیار علیم، خوش سابقه با عملکرد درخشان در روانشناسی در همه ادوار هم بوده اند.

یا دکتر بشارت که دانشمند جهان اسلام بوده است.یا آقایان دکتر ثنایی،دکتر شفیع آبادی،دکتر درتاج و دکتر حاتمی شخصیت متین،اجرایی و صبوری که در ساختاسازی و طراحی نوین سازمان دستیار اول و مشاور همیشه همراه من بودند  و آقای دکتر بیرشک،خانم دکتر حسینیان و همه و همه و شخص جناب آقای دکتر افروز که سالها زحمت کشیده اند.

 عمدتا هم این جریان بی ریشه ای که روانشناسی و مشاوره کشور قبولشان ندارن عمدتا طرفداران روشهای خاص روانشناسی هستند که ما قبول نداریم دست به تخریب بنده و دوستانم می زنند.

من با صراحت اعلام می کنم در روانشناسی و مشاوره کشور تا زمانی که اللهیاری و دوستان الهیاری هستند از عرفانهای کاذب خبری نیست.

 

ما نمی گذاریم کسی بیابد مروج عرفان کاذب، بعضی از روش های روان درمانی یهودیت که آبشخور آن یک سری مکاتب خاص هستند که دنبال این هستند که چرا ما سکس تراپی نداریم و باید کارگاه بگذاریم، بنابراین تخریبی که در راسش بنده هستم و در واقع بنده نوک پیکان تخریب بعضی از آقایون هستم. این دوستان متاسفانه با عملکرد غلطی که داشتند دارند سازمان رو دچار هزینه و آسیب می کنند. اینکه این سرنخ از کجا پیدا شد، سازمان چگونه وارد این چالش شد، این انحراف از کجا پیدا شد،

کی مقصر بود، آیا من مقصر بودم آیا این آقایانی که خودشان را تبرئه می کنند آیا واقعا تقصیر نداشتند؟

بنده هم کسی بودم که از همان ابتدا گفته و الان نیز صریحا اعلام میکنم برخی از این صحبت من ناراحت هستند که گفتم ما کاندیداهای مان را احراز صلاحیت کنیم چون شورای مرکزی سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور همان طوری که در نظام پزشکی، نظام مهندسی و کانون وکلا شورای عالی شان احراز صلاحیت می شوند حتی اگر در دانشگاه بهترین استاد باشند، اما حاکمیت جمهوری اسلامی ایران وقتی که می خواهد مجموعه ای را به رسمیت بشناسد و به او اعتماد کند باید او را احراز صلاحیت می کند زیرا در غیر این صورت اعتماد کامل وجود ندارد. من کسی بودم که قبل از انتخابات گفتم صلاحیت تمام کسانی که ثبت نام می کنند را از منابع ۴گانه استعلام کنیم که عمدتا هم تائید می شدند شایدم واقعا کسی رد نمی شد.

آقایان قبول نکردند به هزار و یک دلیل گفتند شما دارید فضا را امنیتی می کنید 

که ما رسیدیم به نقطه ای که الان این مشکل را داریم که همه دستگاه های حاکمیتی سوالشان از بنده به عنوان رئیس سازمان این است که چرا شما استعلام نمی گیرید. 

نکته دوم این که این جریانات از کجا شروع شد. در آن انتخابات استعلام و صلاحیت نگرفتیم ولی بالاخره این انتخابات صورت گرفت و قرار شد که ما انتخابات شورای مرکزی را در یک تاریخ معین برگزار کنیم.

بعد از اینکه آن شورای مرکزی رای آورده بودند ما جلسه ای برگزار کردیم که برای اولین بار اعتبار نامه منتخبان جدید را به آن ها بدهیم که اعضا جدید منتخب از طریق ستاد اجرایی انتخابات و هیئت نظارت اعتبار نامه ای دریافت کنند این هم تجربه من بود در مجلس که منتخبان جدید هم مثل نماینده ها اعتبار نامه بگیریند.

ما به استناد چه چیزی باید بگوئیم خانم نوابی نژاد شما دوباره رای آورده ای.

توی اون جلسه حتما شما در جریان هستید . خب خیلی از ادوار گذشته ، مهمان های مختلفی بودند. ما هم دوره های قبل رو دعوت کرده بودیم و هم دوره های جدید را  که بالاخره این اعتبار نامه را به اینها بدهیم. در همون جلسه  خود آقای دکتر افروز ، فایل صوتیش هم هست  گفتند که آقا در جلسه انتخاب رئیس عجله نکنید. توی مرداد ماه این جلسه را ما گذاشته بودیم گفتند بذارید خانم ها و آقایون تعطیلات و مرخصی بروند جلسه انتخاب رئیس همان اولین دوشنبه مهرماه برگزار شود.که اولین دوشنبه های هر ماه جلسات رسمی شورای مرکزی ما بود. ما هم صحبت ایشان را پذیرفتیم. ما هم به استناد صحبت ایشان و بی خبر از سناریوهای پیش  رو همچنین  به اعتبار اینکه نامه ها را دادیم و با تشکر از ادوار گذشته و خوش آمدگویی به منتخبین جدید رفتیم به امید اینکه جلسه به اولین دوشنبه مهرماه جلسه موکول شده است. چه اتفاقی این وسط افتاد. همین اتفاقی که مجددا در حال تکرار شدن است . دوستان باید بپذیرند که تک روی ، حرکات خودسرانه ، حرکات های هیجان مدار، حرکات های پوپولیستی که موقعیت ایجاد کنند برای خودشان در جامعه ی روان شناسی  سازمان و رشته را به چالش می کشد،نه تنها برای انها موقعیت ایجاد نمی کند بلکه انها را به قعر دریا میبرد. همین اتفاق افتاد ، یکی از بازرسان سر خود دعوت نامه داد به اعضای شورای مرکزی و انها را دعوت کرد ، اعضای ادوار گذشته را هم دعوت کرد در یک جلسه کاملا غیر قانونی. ایرادی نیست اگر شما دعوت کردید از گذشته ها تقدیر کنید، به جدیدها خوش آمدگویی کنید. هیچ اشکالی ندارد این جلسه می توانست باشد اما فی البداهه در همان جلسه با یک مهندسی انتخاباتی که حساب شده بود در واقع ، همون جا پیشنهاد میدهند که ما جلسه انتخاب رئیس را هم انجام بدهیم(جلسه ای که قرار بود در اولین دوشنبه مهرماه برگزار شود) که من در ان جلسه غایب بودم. بصورت غیر قانونی و بدون اطلاع من را بعنوان یکی از کاندیداها انتخاب میکنند و دکتر افروز هم کاندید میشود و با یک رای گیری مهندسی شده رای می آورد و رای را پیگیری می کنند از طریق فشار به کارمندان از طریق وزارت علوم رفت با یک  سناریویی کاملا غیر اخلاقی کار دنبال شد.چه اتفاقی می افتاد شما یک هفته دو هفته طبق گفته ی خودتون صبر می کردید من حضور پیدا میکردم و بعد انتخابات را برگزار می کردید اصلا شما رئیس می شدید …. من که از سفر درمانی برگشتم اوضاع را که دیدم دنبال اینکه بروم این سناریو را باطل کنم نبودم اما  فشاری که ان رای خیلی زیادی که من در سراسر کشور آورده بودم که پیام ان رای این بود که آقای اللهیاری یک دوره دیگر هم سازمان را رهبری می کند ادامه میدهد چرا که در پیش نویس قانون مجلس ششم که دنبالش بودیم یک مرحله ای بود، کسی که مرحله اول رای میاورد می توانست رئیس سازمان شود. منتها دکتر سبحانی نماینده دامغان پیشنهادی داد که ممکنه دو نفر رای مساوی بیارند و به همین خاطر پیشنهاد جایگزین ایشون رای آورد، دو مرحله ای شد، حالا در شورای مرکزی را یک نفر انتخاب کنیم که  واقعا  با این رای استثنایی، نه من هرکسی دیگری هم بود رئیس سازمان می شد. من برگشتم دیدم این بی اخلاقی صورت گرفته، تمام استان های ما گفتند نباید اینجا سکوت کنید شما، شما خود شاهد بودید باید بمانید تنها مرجعی که احساس کردم با مشاوره با حقوقدان ها و کسانی که واقعا کار حقوقی و قضایی  در کشور کرده بودند و مسلط به این اوضاع بودند جایی که احساس کردیم بدون هیچ دغدغه ای ، بدون هیچ غرضی بررسی می کنه معاونت حقوقی ریاست جمهموری است و موضوع رو احاله کردیم  به  معاونت حقوقی ریاست جمهوری و معاونت ریاست جمهوری اسناد رو بررسی کردند . طرفین رو خواستند و کاملا آقای  دکتر تقدیسیان پدر علم حقوق در معاونت حقوقی ریاست جمهوری نشستند انتخابات اول رو به همین دلیلی که عرض کردم رد کردند، به همین دلیل تک روی که آقایی به اسم بازرس سرخود  دعوت نامه می دهد ایراد گرفتند . دعوت نامه باید توسط رئیس شورا یا رئیس سازمان یا دبیر شورا ارسال شود . زمان جلسه باید در زمان مقرر خودش در دوشنبه هر ماه باشد اگر قرار در جلسه فوق العاده باشه باید در جلسه عادی جلسه فوق العاده رو تصویب می کردند . نمی دانم باید فقط اعضا منتخب شرکت کنند ، نه افرادی از ادوار گذشته،در جلسه حضور داشته باشند . اگر کسی وکیل هست از طرف کسی باید وکالت رسمی داشته باشد نه شفاهی یک نفر جای ۴ نفر رای بدهد . تصاویر دوربین های سازمان نشان از رایزنی گسترده اعضاء غیر منتخب بر علیه بنده و برعلیه کاندیدای منتخب در اون جلسه غیر قانونی هست  و نشان میدهد ان روز، روز بسیار خاصی بوده، کودتا مانندی منتها در قالب رای و رای گیری بر علیه بنده و دوستان بنده انجام دادند و من هم شخصا کاری نکردم و عملی انجام ندادم معاونت ریاست جمهوری دستور به ابطال انتخابات صورت گرفته داد و اعلام داشت بر اساس سازو کار و قانون سازمان انتخابات را انجام دهید نتیجه را  به معاونت حقوقی اعلام کنید. بر اساس ساز و کار پیشنهادی معاونت حقوقی ریاست جمهوری مطابق همان بند انتخابات را برگزار کردیم  و نتیجه را به ریاست جمهوری اعلام کردیم، اکنون برخی  صحبتشان این است که سازمان را چه کسی وارد این چالش ها کرده است؟چه کسی این همه هزینه برای سازمان ایجاد کرد؟با توجه به بیانیه مذکور جواب این سولات را به جامعه روانشناسی و مشاوره واگذار میکنم ، اگر شما اخلاقا صبر می کردید بنده برگردم،بعنوان کسی که که خادم شما بودم، بنیان گذار سازمان بودم، ۴ سال هم برای این سازمان زحمت کشیدم، ساختار ایجاد کردم، همه ی عملکردهایم هم قابل دفاع بوده. حالا اگر شما می خواستید یه دوره دیگر صبر نکنید که من رئیس باشم در یک تراز برابر و مطابق اصول جوان مردی ، اجازه میدادید که من هم حضور داشته باشم با من رقابت می کردید می ذاشتید در چهارچوب قانون در روزی که باید انتخابات برگزار شود با دعوت از قبل و با وکالت درست انتخابات برگزار شود. همه جور یعنی ۱۵-۱۶ مورد ایراد اصولی و غلط بر ان جلسه  وارد بود و همین آقایان باعث شدند که این سازمان دچار چالش شود و جالب است  که طبق قانون و دستورالعمل معاونت حقوقی ریاست جمهوری  انتخابات را خواستیم برگزار کنیم و یه هفته قبل انتخاب رئیس را در دستور جلسه شورای مرکزی گذاشتیم و اعلام کردیم قبل از برگزاری رای که فایل صوتی ان جلسه هم موجود هست اعضا قسم خوردند و گفتند برای اینکه این بار سازمان دچار چالش نشود هرکسی که از این انتخابات رای آورد حتی عبارتی که به کار بردند این بود : گفتند همگی برویم بشینیم در ریاست جمهوری و حکمش را بگیریم . همین که بنده رای آوردم  صورتجلسه را همگی امضا کردند از فردای همان روز با رعب و وحشت با حالت  تحقیر خود و با رفتار بچگانه رفتند در ریاست جمهوری، پلیس امنیت، دفتر رهبری، کمیسیون  اصل ۹۰، تمام اسنادش هست که انتخابات خودشان را نقض کردند. خودتان انتخابات را برگزار کردید ، زیرش را امضا کردید قول دادید که حمایت کنید ولی متاسفانه خود شما باعث ایجاد چالش شدید، نامه نوشتید بر علیه من مکتوب، حضوری . همه جا بر علیه دوستان من رفتید ، خب معلوم این چالش ها را شما ایجاد کردید . این هزینه را شما ایجاد کردید وگرنه سازمان با قدرت راه خودش را پیش می برد و خیلی هم موفق بود در بحث مجلس، در بحث هزینه ها، در بحث تصویب سازمان، صدور مجوزها، افزایش کارآمدی سازمان ، در تعداد اعضا در تعداد پروانه ها . هر جوری که شما حساب کنید سازمان موفق بوده است. اما در جمع بندی کلی سازمان در وضعیت فعلی و کنونی غیر از اینکه عرض کردم  چند نفری هستند که به هر دلیل اینها دنبال موقعیت و جایگاه برای خود هستند ، دنبال دست و پا کردن ورود به سازمان و ارکان سازمان هستند ولی اینها با سازوکار رای و رای گیری  امکان ندارد به جامعه  روان شناسی مشاوره ی کشور،ارکان سازمان ، شورای مرکزی یا حالا شوراهای استانی یا مجموعه کمیسیون های سازمان راه پیدا کنند. چرا که نه کارآمدی و نه علمش را دارند،بر فرض مثال آقا بیانیه داده است خود من عضو شورای مرکزی دوره سوم بودم و اعلام میکند شورای مرکزی وظیفشه به ایفای حقوق روان شناسان مشاوران بپردازند. ایشان هنوز تفاوت ایفا و استیفا را نمیداند و چنین شخصی اظهار میدارد که رئیس باقی مانده از دوره سوم !گر شما مسئله شخصی ندارید ، اگر شما سواد حقوقی دارید. باید بدانید که من رئیس باقی مانده از دوره سوم نیستم من رئیس قانونی سازمان هستم اگر حکمم نیامده باشه چون ماده ۱۵ صراحت دارد که رئیس سازمان و ارکان سازمان تا اتمام فرایند دوره بعد بر سر کار خودشان هستند چطور من رئیس نیستم ولی هنوز مجوزها را من باید امضا کنم ،من جمله مجوزی که در مطب شخص شماست و هزاران مورد تخلفی که از شما به من گزارش شده است.در همان ارگانی که فعالیت میکنید طبق گزارشات واصله تخلف مالی گزارش شده است، روش های غیر مجاز  که بکار می برید و… بعد من رئیس غیر قانونی هستم؟! رئیس باقی مانده هستم؟ رئیسی هستم که مرجعیت ندارم؟ نخیر ، من همچنان رئیس سازمان هستم طبق صراحت قانون در هر صورت حکم من چه تایید شود چه نشود من رئیس سازمان هستم. بنابراین عرض بنده این است که این افراد دنبال تصاحب سازمان هستند ، اینها دنبال مصادره کردن سازمانند، مصادره کردن شورا هستند، دنبال مصادره کردن کمیسیون ها هستند .در انتخابات پرشکوه تیرماه ۱۳۹۵ رصد کنید کل آرای این آدم هایی که اینگونه حرف می زنند به اندازه یک چهارم رای من نمیشود. کل آرائشان را جمع کنید تعداد آرائشان در هر دو دوره به یک چهارم آرای من نمیشود چگونه اینها ادعا میکنند که ما خیلی به جامعه روانشناسی خدمت کردیم، چه عملکردی چه خدمتی به روان شناسی کشورکرده اید. کدام مشاوره و کدام سازوکار مشاوره مجریش شما بودید و یا راه اندازی کردید عملکردتان را در معرض دید عموم بگذارید تا جامعه روانشناسی و مشاوره درباره عملکردتان قضاوت کند شما جز اینکه از قبل روان شناسی و از قبل سازمان روان شناسی درآمدهای هنگفت داشتید کارگاه های آنچنانی گذاشتید و غیر از ان مشاوره های فردی که کسب درآمد کرده اید چه خدمتی به توسعه روانشناسی و مشاوره کشور کرده اید. اگر قرار باشه ما به تخلفات شما رسیدگی کنیم که قطعا به موقعش به آن رسیدگی خواهم کرد.اینها و امثال اینها به دنبال تصاحب سازمان هستند ولی نخواهند توانست ۱۰۰% از مجاری دموکراسی وارد سازمان شوند اما من و دوستانم افتخاران اینست که در توسعه و بسط روانشناسی و مشاوره کشور نقش ممتاز داشته ایم و از قبل این توسعه ریالی درآمد کسب نکرده ایم و خدمات اینجانب و همکارانم در سازمان نظام روانشناسی و مشاوره بدون دریافت هیچ حقوق و مزایایی است و صرفا به افتخار روانشناسان و مشاوران کشور وقت میگذاریم ،بنده تنها از دانشگاه تربیت مدرس حقوق میگیرم و حتی کلینیک مشاوره ندارم و حتی یک کارگاه هم برگزار نکردم و تمام سخنرانی های پیشتازانه در همه مجامع و محافل علمی که موجب تعالی و توسعه روانشناسی و مشاوره کشور شده است،افتخاری می باشد،شما برای حضور در یک سخنرانی اول پاکتش را می گیرید اما  من با افتخار  و بدون هیچ چشم داشتی در عالیترین مجامع و محافل با سخنرانی های علمی و اجتماعی موجبات توسعه رشته را فراهم آورده ام،آیا در دولت و مجلس پایگاه و جایگاهی دارید؟آیا سازو کار قانونگذاری و برنامه ریزی و سیاستگذاری کلان در کشور بویژه در امر روانشناسی و مشاوره و سلامت روان اطلاعی دارید؟آقایی که سخنرانی های اینجانب را تزیین شده می داند،آیا خود قادر است ۵ دقیقه سخنرانی کند افتخارم این است که در میان دوستانم به سخنرانی چیره دست و بدون خواندن از روی متن مشهورم به خلاقیت و ایده پردازی مشهورم،ولی من خودم را خادم روانشناسان و مشاوران کشور می دانم،اگر این آقایی که بیانیه داده است و خیلی هم ادعا دارد در دور گذشته هم رای نیاورده و از اونجا کینه توزیش نسبت به من شروع شد در دور گذشته صد رای آوردهاست ایشان قریب ۴۰۰ تا دانشجو داشته است حتی دانشجوی خودش هم به ایشان رای نداده است . شما که دانشجوی فارغ التحصیل زیر دست خودت رای به شما نداده با هزار و یک تقلب نتوانستید رای بیارورید به من چه ارتباطی دارد، مگر شما نمی گویید من دزدی کردم ، مگر شما نمی گودید من ضعیفم ، مگر شما نمی گویید من فساد مالی داشتم، مگر شما دور گذشته در جلسه معارفه و تودیع در دانشگاه شهید بهشتی اعلام کردم شما تماما همه جور تهمت به من زدید غیر از تهمت قتل. همه جور فساد اخلاقی، مالی، سیاسی، نمیدانم فراماسون، سلطنت طلب اما باز من رای اول را کسب کردم و از همه شما پیشی گرفتم، خب شما چیکار کنید یا باید من را از بین ببرید یا جامعه ی روان شناسی مشاوران کشور را. با همه ی این تهمت و تخریب هایی که به من زدید جامعه روان شناسی مشاوران کشور اینگونه من را خادم و خدمتگذار خود می دانند برای اینکه من تعارفی و ترس و واهمه ای در دفاع از حق و حقوق آنها ندارم. برای اینکه من هیچ وقت معامله نمی کنم، علی رغم تهمت هایی که به من می زنند هر جا که پای صحبت کارآمدی رشته ی روان شناسی و مشاوره است هیچ تعارفی با هیچ کس نداشتم تمام مسئولین نظام من رو می شناسند، تمام ارکان حاکمیتی منو می شناسند، هرجایی بوده برای اینکه مردم به این خدمات احتیاج داشتند، مردم به این رشته نیاز دارند، من محکم ایستادم و کار را پیش بردم و خوشبختانه تمام نظام از شخص مقام معظم رهبری تا وزارتخانه ها ، مجلس ، شهرداری ها به روان شناسی و مشاوران کشور توجه میکنند و اعتبار می دهند اینکه حالا شما چون محبوبیت ندارید چون جایگاه ندارید، از طرفی هم پست و موقعیت را دوست دارید، تریبون را دوست دارید ولی نمی توانید به آن دست پیدا کنید تنها راهش اینست که شما من و همکارانم را تخریب کنید در واقع تهدید کنید این سناریوها که بالاخره جواب نمیدهد ولی از طرفی هم  داعیه داره سلامت کشور نشوید .این مجموعه متاسفانه قصد خدمت به روان شناسی و مشاوراه کشور را ندارند اگر قصد خدمت به روان شناسی مشاوران کشور را داشتند بنده اللهیاری بیش از هر کسی انتقاد پذیرم . برخی از این آقایان در بعضی از جلسات با من نشستند ۲۵ مورد ایراد از رشته و سازمان گرفتند که من در آنجا سوال کردم  عقل و درایت و مشاوره شما با همه ی دوستان همین ۲۵ مورد اشکال در حیطه روان شناسی و مشاوره بود. گفتند بله .کسی که در آنجا ناظر بود،مرضی الطرفین داور بود جناب اقای دکتر مداحی در حضور ایشان من توضیح دادم که ۲۰ مورد از این موارد برطرف شده است که این ناشی از عدم اطلاعات شما درباره رشته و عملکرد ما در این مدت میباشد که در انجا من به ایشان توضیح دادم ۴۰ مورد ایراد درباره جایگاه و حرفه ی روانشناسی و مشاوره در کشور وجود دارد که ۱۵ مورد آنرا شما از قلم انداختید و این ناشی از عدم اطلاع شما از تحولات و پیشرفت سازمان بوده است یا اینکه مغرضانه بوده است که در انجا بلافاصله از ایشان سوال کردم آیا من در این ۴ سال هیچ نقطه ی مثبتی در کارم نبوده است که شما این موارد را ذکر میکنید؟ من نبودم که آیین نامه دولت را قبل از اجرا باطل کردم در مجلس و دوباره مجوز ها را برگرداندم به سازمان روان شناسی و مشاوره کشور . من نبودم ردیف بودجه برای سازمان گرفتم ، من نبودم قانون سازمان رو ابلاغ کردم، من نبودم ساختمان گرفتم ، من نبودم در اسناد بالا دستی نفوذ پیدا کردم ، من نبودم در قانون برنامه توسعه ششم بیمه روان شناسی و مشاوره ای کشور را تصویب کردم، من نبودم که ساماندهی کردم  مجوزها از ، ۲۰۰۰ موردبه  ۴۰۰۰مورد ارتقا پیدا کرده . اعضا از ۸۰۰۰ نفر به  نفر ۲۲۰۰۰  رسیده که ایشان سکوت کرد وسپس  گفت چرا اینها نقاط افتخار آمیز است گفتم پس چرا شما جوان مردی نمی کنید لااقل کسی انتقاد می کند،کمک به توسعه ی رشته ای میکند اول نقاط مثبت را بیان میکند و تشکر می کند  بعد شروع به انتقاد کردن میکند و اینکه ایراد ها هم وجود دارد . اما متاسفانه اینها کسانی هستند هیچ نقطه ی مثبتی از عملکرد ما را حاضر نیستند بپذیرند برای اینکه مبنای در واقع پیگیری ایشون چیز دیگریست، نه خدمت به رشته است ، نه خدمت به سازمان است نه دلسوزی برای جامعه روان شناسی مشاوران کشور. که اگر اینها صادق بودند در پیگیری هایشان می گفتند این ایرادها وجود دارد من دستشان را هم میبوسیدم ایرادها را هم برطرف می کردم من به ایشان توضیح دادم که شما بیاید اینگونه مشکلات سازمان را به کمک هم درست کنیم چرا که نه من و نه شما اینجا ماندگار نیستیم و آخر سر باید این  مسند را تحویل افراد دیگر بدهیم اکنون من قریب ۱۷-۱۸ ماه است از بازرسان خواهش می کنم که ماده ۱۴ دو حالت دارد ما برای همه ی مواد این قانون آیین نامه نوشتیم، حتی آیین نامه برای شورای مرکزی که اشاره کردیم ، آیین نامه برای کمیسیون ها، آیین نامه برای تخلفات صنفی. افتخارم اینست که ساز و کار قانون بدوی و تجدید نظر خواهی رو از ابتدا تا انتها راه انداختم هیچکسی نمی تواند بگوید چرا حکم من را دو سال انفصال کردی چون همه چی قانونی درسته همه ی مواد قانون را در آوردیم.به هیئت بازرسان گفتیم که ماده ی۱۴ مربوط به شماست. یا اجازه بدهید شورای مرکزی آیین نامه اش را بنویسد که نوشتیم ولی متاسفانه نگذاشتند کار را پیش ببریم ، یا گفتیم خود شما آیین نامه ماده را بنویسید،تا آیین نامه اش را ننویسیم چگونه شما می خواهید کار کنید، شما باید بیاید بنویسید  ، چجوری نظارت کنید. به مجمع سالانه جگونه میخواهید گزارش بدهد نمی خواهد پیشنهاد انحلال شورا را بدهید ماده ۱۴ اگر آیین نامه برایش نوشته نشود همیشه محل دعواس. من و شورای مرکزی زیر بار نمیرویم ، شورای مرکزی حتما آیین نامه اش را خواهد نوشت حالا فرصت دادن ما یک بار آیین نامه رو تو دستور کار شورا قرار دادیم اینها گفتند نه ما خودمان می نویسیم شما نیاز نیست. حتی انقدر جسارت به خودشان دادند که گفتند شورای مرکزی حق ندارد برای ما آیین نامه بنویسد که ۱۰۰% خلاف قانونه ،مگر می شود شورای مرکزی که در حکم پارلمان جامعه نظام روانشناسی و مشاوره کشور است و تمام مصوبات آن قانونی است و طبق قانون باید بر همه ارکان بویژه رکن ششم و آخرین رکن یعنی هیئت بازرسان نظارت کند شما آنرا نادیده بگیرید و بگویید حق نظارت ندارید و حق آئین نامه نوشتن ندارید،در متن قانون صراحت دارد که تنها و تنها مصوبات شورای مرکزی در حکم قانون است نه مصوبات هیئت بازرسان و یا سایر ارکان.

با وجود تمام بداخلاقی ها اینجانب همه اعضاء را چه مخالف چه موافق بنده به وحدت و همدلی و حركت بر مدار قانون دعوت می کنم. بنده و همكارانم همواره در برابر شديدترين تهمت ها وتخريب ها سكوت مي كنيم و نجابت به خرج می دهیم، اما چون طرف مقابل با نهايت بداخلاقي و ناجوانمردي رفتار مي كند بعد از این  من وهمكارانم ديگر سكوت نخواهيم كرد و پرونده سياه، ننگين، ناكارآمدي و ضعف اين افراد را به اطلاع جامعه فرهيخته روانشناسي و مشاوره كشور خواهيم رساند تا تشت رسوايی شان از بام فرو افتد. به اين جماعت بداخلاق و قانون گريز و بي ريشه توصيه جدي مي كنم كه برويد خودتان را اصلاح كنيد تا محبوبيت پيداكنيد. ذات نايافته از هستي بخش كي تواند بود هستي بخش .ما هنوز ضعف ها وتخلفات شما را برملا نكرده ايم چنين جايگاه ضعيف و لرزاني داريد بترسيد از روزي كه جامعه شما را بشناسد، اما من و دوستانم به لطف خدا چنان سالم و خدمتگزار درصحنه بوده ايم كه تخريب، تهديد، توهين و تكذيب شما براي چندمين بار اثبات شد كه كمترين اثری بر محبوبيت ما در جامعه بصير مشاوره و روانشناسي ندارد بلكه خودتان بيشتر در مرداب كينه توزی، تنگ نظری، حيله گری، مكر و دسيسه گري خود فرو رفتيد و مصداق آیه شریف ومكرو ومكرالله والله خيرالماكرين شده اید.

 

دیدگاه خودتان را ارسال کنید

بارنشر کلیه عکس ها و مطالب سایت مرکز مشاوره دکتر روانشناس ، بدون دستخط رسمی، ممنوع و پیگرد قانونی حتمی خواهد داشت.