مرکز مشاوره و کلینیک روانشناسی دکتر روانشناس

مرکز مشاوره و کلینیک روانشناسی دکتر روانشناس

چهارشنبه, ۲۴ مرداد ۱۳۹۷

ساختار شخصیت از نظر فروید

ساختار شخصیت از نظر فروید ، آن چه سبب فعالیت و پویایی انسان می‌شود، انرژی کلی حیاتی است که از دو بخش سازنده و مخرب تشکیل می‌ شود. بخش سازنده، همان نیروی زندگی[۱] است که در خدمت انگیزه صیانت ذات بوده و می‌ کوشد زندگی ما را حفظ کند. در ساختار شخصیت از نظر فروید این انگیزه به شکل لیبیدو[۲] یا نیروی حیاتی تجسم می‌یابد. در مقابل این نیرو، نیروی مرگ[۳] قرار دارد که  همواره سعی دارد ما را به سوی مرگ سوق دهد. این انگیزه شخص را به سوی خود آزاری، خود کشی و رفتار های پرخاشگرانه سوق می‌ دهد.

مطالعه زندگینامه زیگموند فروید

ساختار شخصیت از نظر فروید دارای سه وجه مشخص است:

ساختار شخصیت از نظر فروید

الف- نهاد[۴]: نهاد مرکب در ساختار شخصیت از نظر فروید از غرایز، تمایلات، و خواسته‌ های شخص است. اصرار نهاد بر ارضای بدون این غرایز و تمایلات است. به عبارت دیگر، در ساختار شخصیت از نظر فروید نهاد تابع اصل لذت است. همه کس نهاد را در هنگام تولد با خود به دنیا می‌ آورد و در تمام طول زندگی خود نیز آن را با خود به همراه دارد.

اما باید توجه داشت که نهاد همیشه منبع شر و بدی نیست، بلکه نهاد است که ما را به رفع نیاز هایی چون گرسنگی، تشنگی، گریز از مخاطرات و نظایر آن ها بر می‌ انگیزد و به فعالیت وادار می‌ کند. البته نهاد جنبه‌ های منفی و خواسته‌ های نا مقبول و غیر معقول نیز دارد؛ اما در این زمینه‌ ها، نهاد غالباً با من و من برتر در تعامل است و عمدتاً تحت کنترل آن ها قرار دارد. لیبیدو با نیروی حیاتی نیز در نهاد تجسم می‌ یابد.

ب۔ من[۵] یا خود: در ساختار شخصیت از نظر فروید گفتیم که نهاد تابع هیچ قید و بندی نیست و ارضای صرف تمایلات و نیاز ها را می‌ طلبد. از سوی دیگر، جامعه و محیط نیز نمی‌ تواند پایبند نبودن به هیچ اصلی را بپذیرد. بنابراین، وجه دیگری از شخصیت فرد در اینجا وارد عمل می‌ شود که تابع اصل واقعیت است؛ یعنی، از یک سو به ارضای خواسته‌ ها و تمایلات همت می‌ گمارد و از سوی دیگر، این ارضا را در چهار چوب مقررات و ضوابط قابل قبول اجتماعی تحقق می‌ بخشد؛ مثلاً، ارضای میل جنسی از سوی نهاد یک ضرورت حتمی است، اما خود که طرفدار اصل واقعیت است، ارضای میل جنسی را در چهار چوب تشکیل خانواده که از نظر اجتماعی مقبول است، مجاز می‌ داند. یا مثلاً میل به پرخاشگری را که خواست نهاد است در قالب ورزش‌ ها، و بازی‌ های رقابت‌ آمیز و فعالیت‌ های گوناگون بدنی ارضا می‌ کند. اصل لذت، ذاتی و فطری است، اما اصل واقعیت اکتسابی است؛ یعنی، انسان با اصل لذت به دنیا می‌ آید اما به راهنمایی اطرافیان و تجاربی که کسب می‌ کند، معنی واقعیت را می‌ فهمد و درک می‌ کند که چگونه باید با خویشتن و محیط خود رفتار می‌ کند.

ساختار شخصیت از نظر فرویدج – من برتر یا فراخود[۶]: در ساختار شخصیت از نظر فروید فراخود در حقیقت نقطه مخالف و ضد نهاد است؛ یعنی، هر اندازه نهاد کوشش به ارضای بدون چون و چرای غرایز و تمایلات دارد، فراخود سعی در محدود کردن و محروم کردن ما از همه لذت‌ ها و ارضای نیاز ها دارد. محتوای فراخود، در ساختار شخصیت از نظر فروید معادل وجدان اخلاقی[۷] است، عبارت از ایده‌آل‌ های انسانی و اخلاقی و حربه کنترل و سانسور شخصیت است. توجه فراخود به کمال است نه لذت و خوشی، فراخود، هم با نهاد در مبارزه و مخالفت است و هم با من؛ زیرا کار او از یک سو جلوگیری از برآورده شدن خواسته نهاد به ویژه خواسته‌ های جنسی و پرخاشگرانه است، و از سوی دیگر، قانع کردن من یا خود برای جایگزین کردن هدف‌ های اخلاقی به جای هدف‌ های واقعی و توجه دادن شخص به کمال و سعی در وصول به آن است. به یک معنی، بین نهاد و فراخود همواره‌ کشمکش و منازعه وجود دارد و من در این میان نقش میانجی را بازی می‌کند.


[۱]. eros

[۲]. libido

[۳]. thanatos

[۴]. Id

[۵]. ego

[۶]. superego

[۷]. conscience

توضیحات بخش مقالات روانشناسی

در این دسته کلیه مقالات روانشناسی قرار می گیرد.

دیدگاه خودتان را ارسال کنید