مرکز مشاوره و کلینیک روانشناسی دکتر روانشناس

مرکز مشاوره و کلینیک روانشناسی دکتر روانشناس

یکشنبه, ۳ تیر ۱۳۹۷

دلایل احساسی اشتباه در ازدواج ( بخش سوم )

دلایل احساسی اشتباه در ازدواج ممکن است به دلیل شناخت ناکافی از خود به وجود بیاید، بهتر است از همین قدم اول با خود صادق باشید و به درستی به این سؤال پاسخ دهید که واقعاً چرا می‌خواهید ازدواج کنید؟ از این رو پیشنهاد می شود، هر کدام از طرفین ازدواج به دلایل اشتباه برای ازدواج اهمیت دهند و پیش از ازدواج آن ها را بررسی نمایند.

در نوشته پیشین ” دلایل اشتباه ازدواج و بررسی آن ها ( بخش اول ) ” به خودشناسی، سوالات پیش از ازدواج و بخش اول از دلایل اشتباه برای ازدواج اشاره کردیم.

در این نوشته نیز به دلایل احساسی اشتباه در ازدواج و بررسی آن ها می پردازیم.

دلایل احساسی اشتباه در ازدواج : احساس گناهدلایل احساسی اشتباه در ازدواج

از دلایل احساسی اشتباه در ازدواج این نوع بیشتر در بین افرادی اتفاق می‌افتد که دارای وجدان قوی هستند، آنان تحمل ندارند که باعث ناراحتی و صدمه زدن به دیگران شوند. معمولاً هنگامی که یک رابطه طولانی می‌شود احساس عاطفی بین طرفین شکل می‌گیرد اما گاهی این احساس دوطرفه نیست و یک طرفه می‌شود به این معنا که یکی از طرفین عاشق دیگری است و فرد مقابل تمایلی به او ندارد اما اگر دارای وجدان قوی باشد به خاطر حس گناهی که به او دست می‌دهد نمی‌تواند به فرد عاشق بگوید که در راستای شناختی که بین آنها حاصل شده به این نکته رسیده است که آنها برای هم مناسب نیستند. با وجود این حس که از دلایل احساسی اشتباه در ازدواج است، فرد غیرعاشق اما با وجدان، در درون خود می‌سوزد و سکوت می‌کند. فرد عاشق در دل هزاران رویا و در سر برنامه‌های زیادی برای ازدواج دارد. جوان غیرعاشق وقتی این همه شور و هیجان و علاقه و عشق را در طرف مقابل می‌بینید هرگز نمی‌تواند از جدایی حرفی بزند او دارای وجدان بالایی است و وجدان به او حکم می‌کند که سکوت کن و گرنه دچار گناه بزرگی می‌شوی. به همین دلیل است که روان‌شناسان همواره اصرار دارند که در دوران آشنایی پیش از ازدواج، نباید احساسات عاطفی شدید بین طرفین ایجاد شود و در راه عقل و منطق در جهت هدف این دور آنکه همان آشنایی است قدم بردارند، نه اینکه از همان ابتدا نقشه‌ها و برنامه‌هایی برای ازدواج بریزند و ظاهراً عاشق و معشوق شوند. در این گونه دلایل احساسی اشتباه در ازدواج فرد با وجدان بعد از ازدواج همواره ناراضی است و زندگی زناشویی‌اش مورد علاقه و تمایل وی نمی‌باشد و تمام مدت به خاطر احساس گناه سکوت می‌کند. در صورتی که بهتر است در همان اوایل آشنایی طرفین به خوبی از دوران آشنایی آگاهی داشته باشند و بدانند که این دوران فقط جهت شناخت بیشتر است نه اینکه بلافاصله نقش لیلی و مجنون را باز کنند و پس از مدتی متوجه شوند که مناسب هم نیستند. همچنین در دوران آشنایی قبل از ازدواج باید این نکته را هم مد نظر داشته باشند که ممکن است در صورت عدم تفاهم، جدا شوند و ازدواج صورت نگیرد. اگر هر دو به این مساله واقف باشند بهتر می‌توانند حقیقت دوران آشنایی و شناخت را درک کنند.

دلایل احساسی اشتباه در ازدواج : تنهایی دلایل احساسی اشتباه در ازدواج

از دیگر دلایل احساسی اشتباه در ازدواج این است که گاهی افراد به دلیل اینکه می‌خواهند از تنهایی خلاص شوند تصمیم عجولانه برای ازدواج می‌گیرند. در این موارد از دلایل احساسی اشتباه در ازدواج جوانان ملاک و معیار درست و مشخصی برای انتخاب ندارند. آنها فقط می‌خواهند فردی از جنس مخالف باشد تا بتوانند با او صحبت کنند، بیرون بروند، درددل کنند و نیاز روانی و عاطفی خود را ارضا نمایند در حقیقت برای فرار از حس تنهایی فقط به دنبال یک فرد از جنس مخالف هستند و دیگر موارد مهم را نادیده می‌گیرند به همین علت با اولین موردی که سر راه آنها ایجادشده رابطه برقرار می‌کنند و برای اینکه به سرعت از دنیای تنهایی خویش بیرون بیاید بنای ازدواج را با این فرد می‌گذارند برای چنین شخصی، آشنایی و شناخت قبل از ازدواج معنا و مفهوم عمیق نمی‌تواند داشته باشد. او فقط می‌خواهد از تنهایی رها شود با هر فرد جنس مخالف که سریع‌تر آشنا شود برنامه ازدواج می‌ریزد. چنین ازدواجی به احتمال زیاد چون از روی عقل و منطق نبوده و شامل دلایل احساسی اشتباه در ازدواج بوده است دچار شکست خواهد شد و شاید در بعضی مواقع فشار روحی و جسمی فرد بعد از ازدواج آن‌قدر زیاد باشد که روزی هزار بار حسرت تنهایی قبل از ازدواج را داشته باشد و بارها به خود لعنت بفرستد که چرا تنهایی زیبای خود را به چنین ازدواجی تبدیل کرد (برنز، ترجمه قراچه داغی ،۱۳۹۳)

دلایل احساسی اشتباه در ازدواج : احساس کمبودها یا خلاءها

یکی دیگر از دلایل احساسی اشتباه در ازدواج آن است که بعضی افراد برای پر کردن احساس کمبودها یا خلاءهای دوران کودکی خود می‌خواهند ازدواج کنند. آنها با این عمل مسئولیت‌پذیری را از خود سلب می‌کنند و از طرف مقابل انتظار دارند که پدر یا مادر آنها باشد یعنی زن آنها نقش مادر و یا شوهر آنها نقش پدر را داشته باشند.

در این نوع از دلایل احساسی اشتباه در ازدواج آنها می‌خواهند در ازدواج کمبودها یا خلاءهایی که پدر و مادر در مورد آنها داشته‌اند را از طریق همسر تأمین کنند مثلاً پسری که به علت خلاءهای عاطفی دوران کودکی از مادر، به خانم‌های سن بالا بیشتر جذب می‌شود و یا اینکه از دختری که برای ازدواج انتخاب کرده انتظار دارد نقش مادر را برای او بازی کند. در این شرایط طرف مقابل احساس خستگی می‌کند. به زودی از این توقعات خسته شده و احتمالاً مشکلات بعدی نیز شروع خواهد شد.دلایل احساسی اشتباه در ازدواج

و یا دختری که پدر را بیشتر مواقع در خانه ندیده و با پدر دختری که سرد و خشک است و احساسات خود را به صورت شفاف با دخترش در میان نمی‌گذارد. پدر نمی‌تواند با دخترش ارتباط خوبی بی‌قرار کند. چنین دختری برای پر کردن خلاءهای خود به دنبال مردی با سن بالا می‌گردد که جایگزین پدر برای او باشد. او با در نظر گرفتن دلایل احساسی اشتباه در ازدواج سعی می‌کند فردی را به عنوان همسر برای خود انتخاب کرده تا وظایف همان پدری را انجام دهد که برای او نتوانسته به خوبی پدری کند. همسران این گونه افراد تا حدودی نیاز آنها را برآورده می‌کنند اما با گذشت زمان از انتظارات این افراد که می‌خواهند برایشان یا پدری یا مادری کنند خسته می‌شوند و تحملشان کم می‌شود در نتیجه شروع به اعتراض می‌کنند. ازدواج خوب اگر با انتخاب درست انجام شود به خودی خود التیام‌بخش خواهد بود و تا حدودی می‌تواند خلاءهای دوران کودکی ما را جبران کند اما توقعات و انتظارات نا به جا از همسر در حد یک پدر یا مادر عواقب خوبی به جای نخواهد گذاشت.

دلایل احساسی اشتباه در ازدواج : شورش علیه والدین

گاهی نوجوانان برای آنکه بتوانند با خانواده خود لجبازی کنند و بر علیه آنان شورش کنند که از دلایل احساسی اشتباه در ازدواج است. آن ها فردی را برای ازدواج انتخاب می‌کنند که فقط و فقط هدفشان شکست دادن والدین و لج کردن با آنها می‌باشد مثلاً دختری که به خاطر سخت‌گیری‌های پدر و مادر یک پسر جوان بیکار و لاابالی را برای ازدواج انتخاب می‌کند. او دقیقاً فردی را انتخاب می‌کند که می‌داند پدر و مادرش به هیچ عنوان او را برای ازدواج مناسب نمی‌دانند در نتیجه کشمکش‌ها برای مبارزه شروع می‌شود و تنها هدف جوان دهن‌کجی و شکست خانواده‌اش است و نه پیدا کردن شریک زندگی او با این کار قصد دارد به والدین خود بفهماند که دیگر مستقل شده است و آنها نمی‌توانند برای او تصمیم بگیرند. در حقیقت هر چه والدین بیشتر مبارزه می‌کنند و مخالفت می‌کنند دختر بیشتر تلاش می‌کند و در آخر با سماجت بیش از حد می‌تواند پیروز شود. اما به چه قیمتی! او با این کار در حقیقت به زندگی خود دهن کجی کرده و همین طور پشتوانه‌ای برای روزهای سخت زندگی نخواهد داشت. چنین شخصی بعد از گذشت زمان کوتاهی متوجه وجود دلایل احساسی اشتباه در ازدواج خود می‌شود و مشکلات زندگی‌اش در این ازدواج آغاز می‌شود اما از آنجا که خودش بر این ازدواج نامناسب به شدت اصرار داشت روی برگشتن و کمک خواستن از والدین را ندارد. از طرفی هم همسرش چون می‌داند پشت‌گرمی و پناهی ندارد که به او پناه ببرد، گستاخ‌تر می‌شود.دلایل احساسی اشتباه در ازدواج

یا مثال پسری که علی‌رغم مخالفت شدید خانواده با خانمی که دارای شأن اجتماعی خوبی نیست ازدواج می‌کند و تنها هدف او لجبازی و انتقام از مادر و پدرش است. همواره این گونه ازدواج‌ها به شدت آسیب‌زا می‌باشند به ۲ جهت ۱- انتخاب نامناسب ۲- از دست دادن پشتوانه در روزهای سخت

پس به خاطر انتقام گرفتن و لجبازی، با دلایل احساسی اشتباه در ازدواج زندگی خودتان را تباه نکنید. بهتر است از مشاور در این زمینه کمک بگیرید و با صبوری و درک متقابل مسائلتان را با والدین حل کنید و رابطه‌تان را بهبود بخشید. سپس در زمانی که به‌طور کامل برای ازدواج آمادگی پیدا کردید و هدفتان از ازدواج لجبازی نبود و با خانواده مشکلی نداشتید برای انتخاب آگاهانه اقدام نمایید.

دلایل احساسی اشتباه در ازدواج : فشار خانواده و اجتماع

بسیاری از افرادی که برای مشاوره مشکلات زناشویی مراجعه می‌کنند ازدواج خود را ناشی از فشار جامعه و خانواده می‌دانند که از دیگر دلایل احساسی اشتباه در ازدواج است. آنها بیان می‌کنند که همواره استرس و نگرانی از طریق خانواده به آنها منتقل می‌شده است. مثلاً خانمی که عنوان می‌کند مادرم مدام به من غر می‌زد که برای ازدواج دیر شده و ممکن است دیگر کسی به خواستگاریت نیاید یا مورد پسند واقع نشوی. همیشه این اضطراب را داشتم که هر چه زودتر شخصی به خواستگاریم بیاید و من ازدواج کنم. بعدها که آگاهی یافتم و زندگی پر از تنش خود را ناشی از همان فشار برای ازدواج دیدم، به این نکته پی بردم که در آن زمان چنان سنی هم نداشتم که مادرم مدام در گوش من می‌خواند دیر می‌شود من فقط ۱۷ سال داشتم ولی گمان می‌کردم دیگر سنم از ازدواج گذشته و کسی به خواستگاریم نخواهد آمد و با پسری که با پا گذاشتن به سن بلوغ زمزمه ازدواج او در خانواده شکل می‌گیرد به‌طوری که تمام فامیل برای او دختر کاندید می‌کنند، پسری که هنوز هویت خود را پیدا نکرده است. هنوز از زندگی چیزی نمی‌داند. هنوز حتی خودش را نمی‌شناسد در سن ۲۰ سالگی صاحب ۲ فرزند می‌شود ولی گویا تازه چشمانش باز می‌شود و خود را پیدا می‌کند و گویا از خواب بیدار شده باشد متوجه می‌شود که چرا آنقدر زود وارد زندگی و مشکلات آن شده است و این دلایل احساسی اشتباه در ازدواج باعث می‌شود احساس خوبی به زندگی‌اش نداشته باشد و همواره خود را ناکام در زندگی بداند. او اکنون به این نتیجه رسیده که آرزو دارد مدارج بالای تحصیلی را طی کند و همیشه دلش می‌خواسته از نظر علمی و تحصیلی در مقاطع بالا باشد ولی اکنون صاحب ۲ فرزند شده و برایش بسیار مشکل است که بتواند هم مسئولیت فرزند و خانواده را به عهده بگیرد و هم به کار بپردازد و هم تحصیل کند.

در حقیقت ازدواج زودهنگام زمانی مناسب است که فرد به خوبی هویت خویش را شناخته باشد اهدافش در زندگی مشخص و واضح باشد. برنامه‌های منظم و روشن برای سال‌های آتی زندگی‌اش داشته باشد. در غیر این صورت از دلایل احساسی اشتباه در ازدواج به حساب می آید.

توضیحات بخش امیر شیرین زاده

در این دسته می توانید مقالات و نوشتارهای علمی دکتر امیر شیرین زاده را مطالعه کنید.  قابل ذکر است برای خوانش  متن نوشته های آقای دکتر امیر شیرین زاده در روزنامه های آرمان و همدلی ، به سایت اصلی روزنامه آرمان و سایت روزنامه همدلی مراجعه کنید. همچنین کتابهای ایشان در مراکز مشاوره طرف قرار داد قابل تهیه است.

دیدگاه خودتان را ارسال کنید

بارنشر کلیه عکس ها و مطالب سایت مرکز مشاوره دکتر روانشناس ، بدون دستخط رسمی، ممنوع و پیگرد قانونی حتمی خواهد داشت.