مرکز مشاوره و کلینیک روانشناسی دکتر روانشناس

مرکز مشاوره و کلینیک روانشناسی دکتر روانشناس

یکشنبه, ۳ تیر ۱۳۹۷

خطاهای شناختی (cognitive error) و یا تحریفات شناختی چیست؟

خطاهای شناختی و یا تحریفات شناختی چیست؟ در سیر رشد و تحول انسان، افکار و باورهای زیادی شکل می گیرد. بسیاری از این افکار و باورها، ریشه صحیحی ندارند و به بیانی دیگر سبب مشکلات بسیاری در روابط میان فردی، رقابت های ناسالم، مشکلات شخصیتی، اضطراب، افسردگی، خشم، کاهش اعتماد به نفس و … می شود. آلبرت الیس یکی از افرادی است که سالها بر روی خطاهای شناختی (cognitive error) کار کرد و تعدادی از خطاهای شناختی رایج را ارائه نمود. پس از آلبرت الیس، افراد دیگری سعی در گسترش و شناخت بیشتر از خطاهای شناختی برآمدند. برخی از این خطاهای شناختی (تحریفات شناختی) با یکدیگر دارای همپوشانی هستند. در افراد ممکن است یک یا چند مورد از این خطاهای شناختی وجود داشته باشد. همچنین قابل ذکر است شدت خطاهای شناختی در هر فردی متفاوت است. ممکن است فردی یک خطای شناختی با شدت زیاد داشته باشد و یا چند خطای شناختی با شدت کم. هر چقدر شدت و تعداد خطاهای شناختی بیشتر باشد، فرآیند درمان روانشناسی و یا روانکاوی سخت تر و پیچیده تر خواهد بود.

به زبان بسیار ساده، خطاهای شناختی یعنی خطا در تفکر. برخی از افراد به درستی فکر نمی کنند و فکر آنها انحراف دارد. مانند یک ستون فقراتی که باید در مسیر مشخصی قرار داشته باشد در غیر اینصورت فرد را دچار مشکلاتی در راه رفتن، نشستن، خوابیدن و … خواهد کرد. خطاهای شناختی یا خطاهای تفکری نیز به همین شکل هستند و در صورتی که فرد در نحوه تفکر خود مشکل داشته باشد، واکنش های او و عکس العمل های او با محیط اطرف دچار مشکل خواهد شد. برخی از افرادی که در روابط خود با دیگران دچار مشکل هستند و یا به طور مرتب عکس العمل های اشتباه از خود بروز می دهند، ممکن است دچار خطای شناختی باشند.

خطاهای شناختی چیست؟ Cognitive Errorچرا خطاهای شناختی اهمیت زیادی دارد؟

همانطور که در سطوح بالاتر ذکر شد، خطای شناختی را می توان خطای تفکر دانست. ما در طول روز به طور مکرر مشغول ادراک از محیط و فکر کردن هستیم. افکار افراد، بخش زیادی از احساسات آنها را در بر می گیرد.در برخی از ناراحتی های روانی مانند افسردگی و یا اضطراب، افکار نقش بسیار زیادی را ایفا می کند. همچنین در روابط انسانی افکار ما نقش زیادی دارد. برقراری رابطه فرد با دیگران و چگونگی رفتار، تحت تاثیر تفکر قرار دارد. به بیانی دیگر می توانیم افکار و شناخت را فرمان رفتار و شخص بدانیم. بدین معنی که اگر افکار به درستی کار نکند، هدایت این ماشین ( انسان ) دشوار و حتی در مواقعی غیر ممکن خواهد شد.

همچنین قابل ذکر است که افکار، بر روی جسم و فیزیولوژیک اثر زیادی دارد. ما می توانیم با فکرمان، بسیاری از هورمون ها و کارکردهای جسمی را تغییر دهیم. چند لحظه چشمانتان را ببندید و به لیمو ترش، شاتوت و یا هر میوه هوس انگیز دیگری فکر کنید. اگر دهانتان آب افتاد، باید به نقش و اهمیت تفکر پی برده باشید. 

بنابراین در صورتی که فرد دچار خطای شناختی ( خطا در تفکر ) شده باشد، بسیاری از جنبه های زندگی او مانند روابط، مسائل جنسی و جسمی، اهداف و برنامه ریزی ها، تصمیم گیری، احساسات و … تحت تاثیر قرار می گیرد.

خطاهای شناختی یا تحریفات شناختی چگونه شکل می گیرد؟

هر کدام از مشکلات مرتبط با تفکر، به دلیل یک عامل و یا چند عامل مشترک شکل گرفته است. اما به طور کلی فرایند رشدی انسان، نقش زیادی در مشکلات مرتبط با تفکر دارد. هر فردی در زمان رشد خود از کودکی به بزرگسالی تحت تاثیر عواملی چون فرهنگ، ژنتیک و تجربیات شخصی خود قرار دارد. اگر فرهنگ دارای مشکلاتی باشد و یا فرد از نظر ژنتیک روانی ( که به آن روانشناسی تکاملی می گویند. ) مشکلاتی داشته باشد، ممکن است دچار خطای شناختی شود. 

همچنین تجربیات فردی نیز در شکل گیری خطاهای شناختی نقش بسیار پررنگی دارد. برای نمونه تحقیقات دانشگاه ماساچوست نشان می دهد که نحوه فرزند پروری در شکل گیری خطاهای شناختی نقش دارد.

نقش فرآیند تکاملی انسان و شکل گیری خطاهای شناختی

دلایل بسیاری در شکل گیری خطاهای شناختی نقش دارد. اما یکی از اصلی ترین آنها به موضوع تکامل انسان باز می گردد. امروزه می دانیم که انسان از نسل حیوانات شامپانزه نمایی بوده است که در جنگل زندگی می کرده است. خطر در زندگی گذشته بسیار بیشتر از زندگی امروزه بوده است و هر گونه غفلت، تاوان سنگینی مانند مرگ را به همراه خواهد داشت. برای همین انسان ذهنی محتاط و محافظه کار را رشد می دهد. بسیاری از خطاهای شناختی، در هزاران سال در ذهن انسان جای باز کرده اند، حال آنکه امروزه تا میزان زیادی اثر بخشی خود را از دست داده اند و در مواقع بسیاری تبدیل به مشکل شده اند.

به بیانی دیگر همانطور که جسم انسان برای رسیدن به بقا، خود را با محیط سازگار کرده است، فکر انسان نیز همین مسیر را طی کرده است. ( البته قابل ذکر است که فکر از منظر جسمی از مغز نشات می گیرد و مغز نیز به طور مداوم در حال تکامل است ).

برای نمونه در نظر بگیرید که انسان اولیه با خوردن یک میوه قرمز رنگ سمی، دچار بیماری شدید می شود. اگر انسان نخستن از این میوه سمی نجات یابد، به تعمیم ذهنی دست می زند. بدین معنا که از این پس هر خوراکی را که در جنگل یافت با دقت بررسی می کند و اگر از نظر شکل و یا رنگ، مانند میوه سمی گذشته بود نمی خورد. حال آنکه ممکن است این میوه جدید، نه تنها سمی نباشد ، بلکه دارای فواید بسیاری نیز باشد. 

به خطای ذکر شده در بالا، خطای تعمیم نادرست گفته می شود. امروزه نیز، بسیاری از افراد این خطای شناختی را مرتکب می شوند. مثلاً افرادی که پس از یک مشکل عاطفی و یا عشقی، دیگر به سمت جنس مخالف خود نمی رودند و نتیجه می گیرند که همه زن ها و یا همه مردها، سر و ته یک کرباس هستند!

نمونه دیگر از خطای تعمیم در مورد شهرها و قومیت ها است. برخی از افراد به دلیل داشتن ک خاطره منفی از فلان شهر و یا فلان شخصی که برای طایفه فلان جا بوده است، دست به تعمیم های نادرست می زنند. مثلاً همه افرادی که برای شهر خاصی هستند و یا نژاد خاصی دارند را خسیس، کم هوش، بی عرضه، نامرد و …. می دانند. 

ما در سطوح آینده به بررسی پیشداوری های ذهنی، که مشکلات بسیاری را در روابط انسانی ایجاد می کند، می پردازیم، اما پیش از آن بهتر است به نقش مغز در شکل گیری خطاهای شناختی رسیدگی کنیم.

نقش مغز در خطاهای شناختی

از منطر بسیاری از دانشمندان علوم تجربی و انسانی، مغز یکی از مهم ترین و حیاتی ترین عضوهای بدن انسان است. شکی نیست که اگر مغز به درستی کار نکند، مشکلات بسیار زیاد جسمی و روانی پدید می آید.
بسیاری از اندیشمندان و دانشمندان، انسان را هوشیار ترین موجود عالم می دانند ( البته اگر موجودات ناشناخته فرا زمینی هوشمند تر از ما وجود نداشته باشند). دلیل هوشمندی انسان را، مغز خارق العاده و منحصر به فردش می دانند. به جرات می توان مغز را حساس ترین و پیچیده ترین عضو فیزیکی انسان نامید. با آنکه مغز تنها دو درصد از وزن بدن را به خود اختصاص داده است اما کارکرد او در رفتار، ادراک، احساس و تفکر ما نقش بسیار زیادی دارد.
هر چند مغز انسان بسیار پیچیده و هوشمند است، اما این بدان معنی نیست که این عضو خارق العاده خطا نمی کند.
اگر بخواهیم با دقت به عملکرد مغز نگاه کنیم، متوجه می شویم که مغز نیز خطا می کند. حتی شاید این جمله که می گویند انسان جایز الخطاست به دلیل جایز الخطایی مغز شکل گرفته باشد.
به هر حال هر کدام از ما در شرایط مختلف خطاهای مغز را تجربه کرده ایم. یکی از این رایج ترین خطاها، داشتن استرس در شرایطی است که لزومی به داشتن استرس نیست. شاید شما نیز دچار کابوس شبانه شده باشید. کابوس هایی که در آنها مغز توانایی تشخیص خیال از واقعیت را ندارد. اجازه دهید کمی در مورد سیستم های سمپاتیک و پاراسمپاتیک توضیح دهیم تا نقش مغز در خطاهای شناختی، بیشتر روشن شود.
هر انسانی در زمانی که دچار شرایط بحرانی و خطر ناک قرار می گیرد، سیستم سمپاتیک بدن او فعال می شود. سیستم سمپاتیک نیز یکی از ارث های اجداد ماست. هر چند بقای ما به کارکرد صحیح این سیستم بستگی دارد، اما امروزه، احتیاج کمتری به سیستم سمپاتیک داریم. چرا که زندگی در شهرهای پر امکانات امروزی، ایمن زیادی دارند و سیستم سمپاتیک جنگلی چندان کارامد نیست. اما به هر حال در زمان خطر و ناامنی، سیستم سمپاتیک انسان فعال می شود. افزایش گردش خون، قرمزی صورت، گره کردن مشت ها و افزایش گردش خون در دست ها و پاها و … همگی کمک می کند تا فرد در حالت دفاعی و یا تهاجمی قرار بگیرد.
خطاهای شناختی و مغز یک رابطه دو سویه با یکدیگر دارند. این بدان معنی است که مغز بر روی خطاهای شناختی اثر می گذارد و خطاهای شناختی نیز، اتصالاتی را بر سیناپس های مغزی ایجاد می کند.
برای نمونه خانومی که دچار خطای پیش بینی است، مدام در حال شکل دادن سیناپس های منفی جدید در مغز است. برای نمونه خانومی پس از آشنایی با یک اقا و طی کردن مراحل اولیه متداول، قصد دارد با مادر اقا آشنا شود. این قرار اولین ملاقات خانوم با یکی از اقوام همسر است. با توجه به اینکه خانوم ایکس دچار خطای شناختی پیش بینی است، از چند ساعت قبل دچار اضطراب و عصبانیت می شود. او مدام به اتفاقات ناگواری که در این قرار ملاقات رخ می دهد فکر می کند. به اینکه با مادر شوهری پر توقع و گستاخ روبرو خواهد شد. به اینکه مادر شوهر به او محل نخواهد گذاشت و …

این افکار مخرب که در نتیجه خطای شناختی پیش بینی حادث می شود، مغز را در حالت هشدار و خطر قرار می دهد در نتیجه مغز فرمان کارکرد بالای سیستم سمپاتیک را صادر می کند. فعال شدن سیستم سمپاتیک سبب می شود که افکار منفی و اضطراب آفرین خانوم ایکس تقویت شود و این یعنی قوت گرفتن خطای شناختی.

 

نتیجه گیری در مورد خطاهای شناختی یا تحریفات شناختی 

هر کدام از ما به نحو متفاوتی رشد کرده ایم که ممکن است فرایند تفکر ما به درستی شکل نگرفته باشد. این اشتباه در فکر کردن و یا خطا در تفکر را در اصطلاح، خطای شناختی می گویند. افرادی که دچار خطای شناختی هستند در کنترل احساس، روابط و ارتباط با محیط پیرامونی خود دچار مشکلاتی دارند. تعداد خطاهای شناختی زیاد است و افراد بسیاری چون آلبرت الیس، بک و دیوید برنز تعدادی از انها را ارائه کرده اند. با توجه به اهمیت خطاهای شناختی در مشکلات روانی و ارتباطی، لازم است تا خود را بررسی کنیم و در صورتی که دچار خطای شناختی هستیم، به یک متخصص روانشناس مراجعه کنید.

معرفی تعدادی از خطاهای شناختی در نوشته های زیر :

خطای شناختی ذهن خوانی

خطای شناختی پیشگویی منفی

خطای شناختی همه یا هیچ

خطای شناختی مبالغه آمیز

این مقاله توسط امیر شیرین زاده نگارش شده است.

توضیحات بخش اختلالات روانشناسی و روانپزشکی

اختلالات روانشناسی و روانپزشکی ، به بخشی از اختلالات روان گفته می شود که بر رفتار و تفکر تاثیر می گذارد و سبب بر هم خوردن تعادل زندگی فردی و یا اجتماعی فرد می شود. اختلالات ذهنی یا mental disorders ، در صورت عدم درمان، با گذر زمان شدت پیدا می کند. هر چند علت دقیق برخی از اختلالات روانشناسی و روانپزشکی مشخص نیست، اما به طور کلی عواملی چون استرس های محیطی، زمینه های ژنتیکی ، نحوه رشد فردی و همچنین نحوه تعامل فرد با محیط پیرامون، در پیدایش و یا گسترش بیماری های این دسته نقش دارد. از شایع ترین اختلالات روانشناسی و روانپزشکی می توان به اضطراب ، وسواس ، افسردگی ، اختلال دو قطبی و انواع اسکیزوفرنی اشاره کرد. بیماری هایی که در گذشته نه چندان دور ، آن را ناشی از دخل و تصرف شیطان در جسم فرد می دانستند و راه حل چندانی برای آنها نداشتند. امروزه بسیاری از اختلالات روانشناسی و روانپزشکی ، قابل درمان و بهبود است.

دیدگاه خودتان را ارسال کنید

بارنشر کلیه عکس ها و مطالب سایت مرکز مشاوره دکتر روانشناس ، بدون دستخط رسمی، ممنوع و پیگرد قانونی حتمی خواهد داشت.