مرکز مشاوره | دکتر روانشناس

مرکز مشاوره | دکتر روانشناس

شنبه, ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷

اختلاف بر سر فرزندآوری

پرسش: سلام دختری هستم ۳۱ ساله شاغل هستم کار رسمی دارم خونه هم از خودم دارم پنج ساله ازدواج کردم گذشته تلخی داشتم به امیدخوشبختی ازدواج کردم اما از بد اقبالیم همسرم مردی بود تابع وابسته به خانواده اش وبخاطر دخالت خانوادش در زندگیم همسرم زندگی رو به کامم تلخ کرد پنج سال زندگی تلخو بدونه ارامش بخاطر پسرم تحمل کردم تمام امید زندگیم به بزرگ شدن فرزندم بود که روزی حامیم خواهد شد که متاسفانه پسرم به بیماری نور پلاستوم که علتش عصبی بودن بود مبتلا شد درعرض سه ماه جلوچشام فوت کرد دو هفته اس پسرم فوت کرده هیچ علاقه ای به همسرم ندارم اونوعوامل نابودی فرزندم میدانم بخاطردعوایی که جلوچشم بچم بامن میکرد هرروز به بچم شوک استرس میداد به شدت ازش بیزارم اما میدونم واقعا پسرمونو دوست داشت ولی با این وجود بخاطر اینکه دوباره صاحب فرزند شوم داغ فرزندم کمترشه انگیزه ای برایه زندگیم پیدا کنم ادامه میدم همسرم میدونه که من بعداز فوت پسرم ازتمام مردها متنفر شدم وتنها دلیل ادامه زندگیم بخاطر بی کسیم و فرزند دار شدنم هست به همین دلیل مرا تحت فشار میگذارد که باید سه دانگ از خونه که متعلق به خودم هست حاصل زحمت هست باید به نام او بزنم تا بار دیگر مرا مادر کند هیچ حامی پشتیبانی ندارم هیچ امیدی برایه برگشتن به خانه پدرم ندارم خودمم از تنهایی به شدت میترسم از داغ فرزندم افسردگی گرفتم تنها انگیزه زندگیم وجود یک بچه اس از ازدواج دوباره ازهمه مردا متنفرم لطفا راهنمایی کنین که چطور میتونم همسرم راضی کنم که دوباره بچه دار شیم دست از خونه من برداره بعد از به دنیا امدن بچه دیگه نمیخوام شوهرمو ببینم فقط خواهش میکنم یه لطفی کنین بگین چطور میتونم متقاعدش کنم بدونه چشم داشت به خونه ودرامدی که دارم دوباره منو صاحب فرزند کنه رفتارش خوب شه به سمت خودم بیاد سپاسگزارم.

پاسخ صوتی:

پاسخ از جناب آقای شیرین زاده، روانشناس و مشاور:

 

متن فایل صوتی:

پیرامون سؤالی که مطرح کردید اولین نکته­ای که به نظرم قابل ذکر هست و باید با هم بررسی بکنیم این متن بلند بالایی هست که شما نوشتید این متن بلندو بالا خودش نشون دهنده دل پر درد شما هست، و اینکه شما احتیاج دارید که با شخصی صحبت بکنید، مسائل رو باز بکنید، و خودتون رو تخلیه بکنید از منظر عاطفی و احساسی، و همینطور افکارتون. ببینید به طور کلی رابطه مادر و فرزندی یک رابطه عمیق عاطفی محسوب می­شه. خب اگر اون فرزند پسر باشه این رابطه باز هم عمیق­تر می­شه، و همونطور که فرمودید با توجه به اینکه همسر شما با شما رابطه خوبی رو نداشته و مشکلاتی داشتید این عامل هم دوباره باعث این شده که برخی از رویاهای شما تقویت بشه مثل اینکه یک فرزندی خواهم داشت که از من حمایت خواهد کرد و اون ناحیه­ حمایت­گری که از  ناحیه همسرتون احتیاج داشتید رو به نوعی بر روی این بچه­تون و فرزندتون منتقل کردید و در نهایت باز هم این وابستگی طبق این قضیه هم بیشتر شده. خب اتفاق تلخی افتاده، و قطعاً هم اتفاق سنگینی هست برای شما، و اگر شما حال طبیعی این روزها داشته باشید باید تعجب کرد. اما این شوک شدیدی که به شما وارد شده احتیاج به کمک داره. ببینید یک تصور اشتباهی که اکثر آدم­ها دارند اینکه همیشه مشکلاتشونو خودشون باید حل کنند، این یک تصور و باور غلط هست. تو برخی از مسائل مثل مشکلی که شما دارید حتماً باید کمک حرفه­ای بگیرید. اگر نتونید این مشکل سوگ رو در درون خودتون حل بکنید، این در آینده می­تونه منجر به اضطراب، استرس، بیماری­های روانی دیگه و یا حتی بیماری­های جسمی مثل ام اس یا خیلی از ناراحتی­های جسمی شدید دیگه بشه. پس اولین خواهشی که ازتون دارم در اولین فرصت ممکن به یک روانشناس یا روان درمان­گر مراجعه بکنید و سعی کنید که مشکل سوگ پسرتون رو کمکتون کنه که حل بکنید. البته فرآیند سختی خواهد بود میزان زیادی لازمه که شما تخلیه فکری و احساسی داشته باشید اما به هر حال اگر از یک روانشناس مجرب استفاده کنید احتمال اینکه بتونید با این سوگ بزرک کنار بیایید هست. خب، بخش دوم سؤالتون من باهاش مشکلاتی دارم مطرح می­کنم، ببینید شما ۳۱ سالتون هست، خانم­ها معمولاً تا ۳۵ تا ۳۶ سالگی می­تونن یک بارداری موفق و خوبی رو داشته باشن هرچند با کمک علم ژنتیک و آزمایش­هایی که در دوران جنینی می­شه بر روی جنین انجام داد این سن بیشتر هم می­شه. اما با توجه به این قضیه و اینکه شما ۳۱ سال بیشتر ندارید و در حال حاظر هم حالو روز خوبی بابت مادر شدن و یا باردار شدن در وجود شدن شما وجود نداره من مخالف این هستم که حالا خونه رو به اسم همسرتون بزنید و یا به طور کلی به دنبال یک بارداری سریع باشید برای برطرف کردن اون سوگ. حداقل شما یک سال زمان نیاز دارید، حداقل یک سال زمان نیاز دارید تا در کنار یک روانشناس و مشاور بتونید مشکل سوگ اولیه رو حل کنید. و رابطه­تون رو هم با همسرتون بهبود ببخشید.  بعد از اون اگر فرآیند به خوبی پیش رفت، می­شه کم کم به فکر بچه­دار شدن کرد. اما در حال حاظر با توجه به اختلاف شدیدی که بین شما و همسرتون وجود داره، نفرتی که از زندگی و از مردها دارید، و این خشم پنهانی که در وجود شما هست و این افسردگی و استرسی که در کنار این قضیه دارید، همه این­ها نوید این قضیه رو می­ده که شما نمی­تونید یک مادر مناسب و خوب باشید، و همسرتون هم نمی­تونه یک پدر مناسب برای اون بچه باشه. اولین رکن فرزندآوری داشتن یک پدر و مادر و یا شما و شریکتون باید سلامت جسمی و سلامت روانی داشته باشید. در حال حاظر شرایط بسیار متشنج هست. من صلاح نمی­دونم که در حال حاظر اقدام به بارداری بکنید. برای همین فکر می­کنم در کل این سؤال غلطه که من چیکار بکنم که بدون اینکه خونه رو به اسم همسرم بزنم صاحب بچه بشم؟ من پیشنهادم اینکه تو اولین فرصت ممکن به یک روانشناس مراجعه کنید. ابتدا مشکلات خودتون با خودتون، مشکل خودتون با سوگ فرزندتون، و مشکل خودتون با همسرتونو در ابتدا برطرف کنید. مرسی موفق و مؤید باشید.

پیرامون سؤالی که مطرح کردید اولین نکته­ای که به نظرم قابل ذکر هست و باید با هم بررسی بکنیم این متن بلند بالایی هست که شما نوشتید این متن بلندو بالا خودش نشون دهنده دل پر درد شما هست، و اینکه شما احتیاج دارید که با شخصی صحبت بکنید، مسائل رو باز بکنید، و خودتون رو تخلیه بکنید از منظر عاطفی و احساسی، و همینطور افکارتون. ببینید به طور کلی رابطه مادر و فرزندی یک رابطه عمیق عاطفی محسوب می­شه. خب اگر اون فرزند پسر باشه این رابطه باز هم عمیق­تر می­شه، و همونطور که فرمودید با توجه به اینکه همسر شما با شما رابطه خوبی رو نداشته و مشکلاتی داشتید این عامل هم دوباره باعث این شده که برخی از رویاهای شما تقویت بشه مثل اینکه یک فرزندی خواهم داشت که از من حمایت خواهد کرد و اون ناحیه­ حمایت­گری که از  ناحیه همسرتون احتیاج داشتید رو به نوعی بر روی این بچه­تون و فرزندتون منتقل کردید و در نهایت باز هم این وابستگی طبق این قضیه هم بیشتر شده. خب اتفاق تلخی افتاده، و قطعاً هم اتفاق سنگینی هست برای شما، و اگر شما حال طبیعی این روزها داشته باشید باید تعجب کرد. اما این شوک شدیدی که به شما وارد شده احتیاج به کمک داره. ببینید یک تصور اشتباهی که اکثر آدم­ها دارند اینکه همیشه مشکلاتشونو خودشون باید حل کنند، این یک تصور و باور غلط هست. تو برخی از مسائل مثل مشکلی که شما دارید حتماً باید کمک حرفه­ای بگیرید. اگر نتونید این مشکل سوگ رو در درون خودتون حل بکنید، این در آینده می­تونه منجر به اضطراب، استرس، بیماری­های روانی دیگه و یا حتی بیماری­های جسمی مثل ام اس یا خیلی از ناراحتی­های جسمی شدید دیگه بشه. پس اولین خواهشی که ازتون دارم در اولین فرصت ممکن به یک روانشناس یا روان درمان­گر مراجعه بکنید و سعی کنید که مشکل سوگ پسرتون رو کمکتون کنه که حل بکنید. البته فرآیند سختی خواهد بود میزان زیادی لازمه که شما تخلیه فکری و احساسی داشته باشید اما به هر حال اگر از یک روانشناس مجرب استفاده کنید احتمال اینکه بتونید با این سوگ بزرک کنار بیایید هست. خب، بخش دوم سؤالتون من باهاش مشکلاتی دارم مطرح می­کنم، ببینید شما ۳۱ سالتون هست، خانم­ها معمولاً تا ۳۵ تا ۳۶ سالگی می­تونن یک بارداری موفق و خوبی رو داشته باشن هرچند با کمک علم ژنتیک و آزمایش­هایی که در دوران جنینی می­شه بر روی جنین انجام داد این سن بیشتر هم می­شه. اما با توجه به این قضیه و اینکه شما ۳۱ سال بیشتر ندارید و در حال حاظر هم حالو روز خوبی بابت مادر شدن و یا باردار شدن در وجود شدن شما وجود نداره من مخالف این هستم که حالا خونه رو به اسم همسرتون بزنید و یا به طور کلی به دنبال یک بارداری سریع باشید برای برطرف کردن اون سوگ. حداقل شما یک سال زمان نیاز دارید، حداقل یک سال زمان نیاز دارید تا در کنار یک روانشناس و مشاور بتونید مشکل سوگ اولیه رو حل کنید. و رابطه­تون رو هم با همسرتون بهبود ببخشید.  بعد از اون اگر فرآیند به خوبی پیش رفت، می­شه کم کم به فکر بچه­دار شدن کرد. اما در حال حاظر با توجه به اختلاف شدیدی که بین شما و همسرتون وجود داره، نفرتی که از زندگی و از مردها دارید، و این خشم پنهانی که در وجود شما هست و این افسردگی و استرسی که در کنار این قضیه دارید، همه این­ها نوید این قضیه رو می­ده که شما نمی­تونید یک مادر مناسب و خوب باشید، و همسرتون هم نمی­تونه یک پدر مناسب برای اون بچه باشه. اولین رکن فرزندآوری داشتن یک پدر و مادر و یا شما و شریکتون باید سلامت جسمی و سلامت روانی داشته باشید. در حال حاظر شرایط بسیار متشنج هست. من صلاح نمی­دونم که در حال حاظر اقدام به بارداری بکنید. برای همین فکر می­کنم در کل این سؤال غلطه که من چیکار بکنم که بدون اینکه خونه رو به اسم همسرم بزنم صاحب بچه بشم؟ من پیشنهادم اینکه تو اولین فرصت ممکن به یک روانشناس مراجعه کنید. ابتدا مشکلات خودتون با خودتون، مشکل خودتون با سوگ فرزندتون، و مشکل خودتون با همسرتونو در ابتدا برطرف کنید. مرسی موفق و مؤید باشید.

دیدگاه خودتان را ارسال کنید

بارنشر کلیه عکس ها و مطالب سایت مرکز مشاوره دکتر روانشناس ، بدون دستخط رسمی، ممنوع و پیگرد قانونی حتمی خواهد داشت.